habershons

[ایالات متحده]//ˈhæbərʃənz//
[بریتانیا]//ˈhæbərʃənz//

ترجمه

n. جمع Habershon، یک نام خانوادگی

جملات نمونه

the habershons were worn by villagers during the winter festival.

هابرشون‌ها توسط روستایی‌ها در جشن زمستانی پوشیده می‌شد.

she inherited beautiful habershons from her grandmother.

او هابرشون‌های زیبایی را از پدربزرگ خود به ارث می‌برد.

the traditional habershons are made from wool and cotton.

هابرشون‌های سنتی از پشم و پنبه ساخته می‌شوند.

old habershons were often decorated with embroidery.

هابرشون‌های قدیمی معمولاً با دوخت زیبایی تزیین می‌شدند.

the habershons shop in the market sells authentic handmade items.

فروشگاه هابرشون در بازار اقلام دست ساز اصیل را به فروش می‌رساند.

they displayed colorful habershons at the cultural exhibition.

آن‌ها هابرشون‌های رنگارنگ را در نمایشگاه فرهنگی نمایش دادند.

young people are rediscovering the charm of traditional habershons.

نوجوانان دوباره جذابیت هابرشون‌های سنتی را کشف می‌کنند.

the skilled craftsman has been making habershons for forty years.

چهره‌ای ماهر چهل سال است که هابرشون‌ها می‌سازد.

these habershons feature intricate patterns and bright colors.

این هابرشون‌ها الگوهای پیچیده و رنگ‌های روشن دارند.

the museum acquired rare historical habershons for its collection.

موزه برای جمع‌آوری خود هابرشون‌های تاریخی نادری را خریداری کرد.

local women gather to weave habershons using ancient techniques.

زنان محلی جمع می‌شوند تا با فنون قدیمی هابرشون‌هایی را بافند.

the festival featured a parade where participants wore ceremonial habershons.

جشن با یک مسیره‌ای همراه بود که در آن شرکت‌کنندگان هابرشون‌های سرگرمی را پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید