online shop
فروشگاه آنلاین
thrift shop
فروشگاه دست دوم
flower shop
گل فروشی
coffee shop
کافه
set up shop
راهاندازی کسب و کار
shop for something
برای چیزی خریدن
shop for
خریدن
shop assistant
کمک فروش
shop floor
کف مغازه
repair shop
تعمیرگاه
job shop
کارگاه
shop owner
صاحب مغازه
shop window
ویترین مغازه
gift shop
فروشگاه هدیه
barber shop
آرایشگاه
shop sign
تابلو مغازه
shop around
جستجو برای خرید
pet shop
فروشگاه حیوانات خانگی
machine shop
کارگاه ماشینسازی
talk shop
در مورد کسب و کار صحبت کردن
shop front
جلوی مغازه
wine shop
فروشگاه شراب
the proprietor of a shop
صاحب مغازه
a duck of a shop window
یک اردک در مقابل ویترین مغازه
the takings of a shop
درآمد یک مغازه
he went into the shop opposite.
او وارد مغازه روبرویی شد.
there are shops in plenty .
فروشگاههای فراوانی وجود دارد.
the shop's raking it in now.
حالا مغازه سود زیادی کسب میکند.
looking in a shop window.
جستجو در ویترین مغازه
The shop sells games.
فروشگاه بازی میفروشد.
There are book-shop galore in this town.
در این شهر، فروشگاههای کتاب فراوانی وجود دارد.
The shops are quite handy.
مغازهها بسیار مناسب هستند.
In this shop they retail tobacco and sweets.
در این مغازه، تنباکو و شیرینی به فروش می رسند.
This shop sells knitwear.
این مغازه لباس بافتنی میفروشد.
The shop sold out all their shirts.
مغازه تمام پیراهنهایشان را به فروش رساند.
the shop opened in November.
مغازه در ماه نوامبر افتتاح شد.
the shop was still boarded up.
مغازه هنوز هم بسته بود.
there are Gaultier shops on every corner.
در هر گوشه مغازههای Gaultier وجود دارد.
the shop sells local crafts.
مغازه صنایع دستی محلی میفروشد.
the shop's folksy, small-town image.
تصویری صمیمی و کوچکشهری از مغازه
each shop is a mirror image of all the others.
هر مغازه تصویری آینهای از همه مغازههای دیگر است.
There were no shops on the frontier.
در مرز هیچ مغازه ای وجود نداشت.
منبع: Western Exploration of the United StatesThere is no wood shop, is there?
آیا مغازه چوبی وجود ندارد؟
منبع: The Vampire Diaries Season 1She always goes shopping with a shopping basket.
او همیشه با یک سبد خرید خرید می کند.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.He runs the corner shop in Vila Renascer.
او مغازه گوشه خیابان را در ویلا رناسسر اداره می کند.
منبع: Environment and ScienceShe bought them at the new jewelry shop.
او آنها را از مغازه جواهرات جدید خرید.
منبع: Airborne English: Everyone speaks English.Yet most investors set up shop in Lagos.
با این حال، بیشتر سرمایه گذاران در لاگوس مغازه راه اندازی کردند.
منبع: The Economist (Summary)She's planning on opening a coffee shop.
او قصد دارد یک کافه راه اندازی کند.
منبع: VOA Special March 2020 CollectionFor example, Good morning, Athlete's Foot trainer shop.
به عنوان مثال، صبح بخیر، مغازه فروشنده آموزش Athlete's Foot.
منبع: Learn business English with Lucy.Is it too expensive to rent a shop?
آیا اجاره یک مغازه خیلی گران است؟
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1You got a wood shop at your school?
آیا در مدرسه شما یک مغازه چوبی وجود دارد؟
منبع: Modern Family - Season 05لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید