hacienda

[ایالات متحده]/ˌhæsɪ'endə/
[بریتانیا]/ˌhæsɪ'ɛndə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ملک بزرگ یا خانه مزرعه در یک کشور اسپانیایی زبان

عبارات و ترکیب‌ها

Mexican hacienda

هاسیندا مکزیکی

beautiful hacienda

هاسیندا زیبا

جملات نمونه

he had made a present of a hacienda to the president.

او یک هاکیندا به رئیس‌جمهور هدیه داده بود.

The hacienda was surrounded by beautiful gardens.

هاکیندا توسط باغ‌های زیبا احاطه شده بود.

She inherited the hacienda from her grandparents.

او هاکیندا را از پدربزرگ و مادربزرگش به ارث برد.

The hacienda had a rustic charm.

هاکیندا دارای جذابیت روستایی بود.

They hosted a grand fiesta at the hacienda.

آنها یک فستیوال بزرگ در هاکیندا برگزار کردند.

The hacienda had a stable for horses.

هاکیندا دارای اصطبل برای اسب‌ها بود.

The hacienda was a popular wedding venue.

هاکیندا یک مکان عروسی محبوب بود.

The hacienda offered horseback riding as an activity.

هاکیندا سوارکاری را به عنوان یک فعالیت ارائه می‌داد.

The hacienda had a swimming pool for guests to enjoy.

هاکیندا دارای استخر برای لذت مهمانان بود.

The hacienda was known for its delicious traditional cuisine.

هاکیندا به خاطر آشپزی سنتی خوشمزه اش معروف بود.

The hacienda was a peaceful retreat in the countryside.

هاکیندا یک پناهگاه آرام در حومه شهر بود.

نمونه‌های واقعی

Don Diego gets on his beautiful horse. He rides to Don Carlos Pulido's big hacienda.

دون دیگو سوار اسب زیبایش می‌شود. او به هاکندای بزرگ دون کارلوس پولییدو می‌رود.

منبع: Zorro the Masked Hero

In the evening they go to the Vega hacienda.

عصر به هاکندای وگا می‌روند.

منبع: Zorro the Masked Hero

Don Diego smiles and says, " It's 6 p.m. I must return to my hacienda. Good night everyone."

دون دیگو لبخند می‌زند و می‌گوید: «ساعت ۶ بعد از ظهر است. من باید به هاکندای خودم بازگردم. شب بخیر همه.»

منبع: Zorro the Masked Hero

Zorro's horse is very fast. Zorro and Lolita arrive at Friar Felipe's hacienda. Zorro says, " Can Lolita stay here with you for a few days? She is in danger."

اسب زورورو خیلی سریع است. زورورو و لولیتا به هاکندای پدر فیلیپ می‌رسند. زورورو می‌گوید: «آیا لولیتا می‌تواند چند روز اینجا با شما بماند؟ او در خطر است.»

منبع: Zorro the Masked Hero

The soldiers whip the old friar and he falls to the ground. Don Diego is very angry because Friar Felipe is his friend. He returns to his father's hacienda.

سربازان پدر فیلیپ را می‌زنند و او به زمین می‌افتد. دون دیگو خیلی عصبانی است زیرا پدر فیلیپ دوست اوست. او به هاکندای پدرش باز می‌گردد.

منبع: Zorro the Masked Hero

They are listening to Sergeant Gonzales." Today is an important day. We must find Zorro! We must look in every hacienda and in every home. Remember the Governor's big reward. Let's go! "

آنها به سارجنت گونزالس گوش می‌دهند: «امروز روز مهمی است. ما باید زورورو را پیدا کنیم! باید در هر هاکندای و در هر خانه جستجو کنیم. جایزه بزرگ فرماندار را به یاد داشته باشید. بیا بریم!»

منبع: Zorro the Masked Hero

His mom was never into the whole hacienda school of home decor, so his dad went all in when he bought the lake house, tall teal doors and heavy wooden beams and Spanish tile accents in pinks and reds.

مادرش هرگز طرفدار سبک دکوراسیون خانه هاکندای نبود، بنابراین پدرش وقتی خانه دریا را خرید، تماماً وارد آن شد، درهای بلند آبی، تیرهای چوبی سنگین و جزئیات کاشی اسپانیایی به رنگ‌های صورتی و قرمز.

منبع: Red White & Royal Blue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید