hackney

[ایالات متحده]/'hæknɪ/
[بریتانیا]/ˈhækni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسبی مناسب برای سوارکاری یا راندن عادی، کالسکه یا تاکسی برای اجاره، شخصی که برای انجام کارهای ساده استخدام شده است.
Word Forms
جمعhackneys

عبارات و ترکیب‌ها

hackney carriage

حصارکشی

hackneyed phrase

عبارت کلیشه‌ای

hackneyed idea

ایده کلیشه‌ای

جملات نمونه

a soap opera with a hackneyed plot;

یک اپرای رادیویی با طرحی کلیشه‌ای;

the hackneyed image of the poor student

تصویر کلیشه‌ای از دانش‌آموز فقیر

this is a hackneyed adventure lifted straight from a vintage Lassie episode.

این یک ماجراجویی کلیشه‌ای است که مستقیماً از یک قسمت قدیمی Lassie اقتباس شده است.

to hackney one's ideas

برای کلیشه‌ای کردن ایده‌های خود

to hackney one's writing

برای کلیشه‌ای کردن نوشته‌های خود

نمونه‌های واقعی

Like you'd get in some bistro somewhere rather than in my flat in hackney.

جایی مثل یک رستورانتجاری در جایی دیگر، نه در آپارتمان من در هکنی.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

Suddenly he fell from the hackney and was hurt by a hacksaw on the ground.

ناگهان از هکنی افتاد و توسط یک اره دستی روی زمین زخمی شد.

منبع: Pan Pan

'Oh! but their removing from the chaise into an hackney coach is such a presumption! And, besides, no traces of them were to be found on the Barnet road'.

'اوه! اما برداشتن آنها از صندلی به یک کالس هکنی چنین فرضیه ای است! و علاوه بر این، هیچ اثری از آنها در جاده بارنت یافت نشد.'

منبع: Pride and Prejudice - English Audio Version (Read by Emilia Fox)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید