haematoceles

[ایالات متحده]/ˈhiːmətəʊsiːz/
[بریتانیا]/ˈhiməˌtoʊsiz/

ترجمه

n. تجمع خون درون یک کیسه؛ هماتوم اسکروتال

عبارات و ترکیب‌ها

haematoceles diagnosis

تشخیص هماتوسل

haematoceles treatment

درمان هماتوسل

haematoceles management

مدیریت هماتوسل

haematoceles symptoms

علائم هماتوسل

haematoceles causes

علت های هماتوسل

haematoceles risk

ریسک هماتوسل

haematoceles evaluation

ارزیابی هماتوسل

haematoceles complications

عوارض هماتوسل

haematoceles occurrence

وقوع هماتوسل

haematoceles follow-up

پیگیری هماتوسل

جملات نمونه

haematoceles can occur after trauma to the abdomen.

هماتوم‌ها می‌توانند پس از ضربه به شکم رخ دهند.

doctors often diagnose haematoceles through imaging techniques.

پزشکان اغلب هماتوم‌ها را از طریق تکنیک‌های تصویربرداری تشخیص می‌دهند.

haematoceles can lead to serious complications if untreated.

هماتوم‌ها می‌توانند در صورت عدم درمان منجر به عوارض جدی شوند.

symptoms of haematoceles may include abdominal pain and swelling.

علائم هماتوم‌ها ممکن است شامل درد و تورم شکم باشد.

in some cases, haematoceles require surgical intervention.

در برخی موارد، هماتوم‌ها نیاز به جراحی دارند.

monitoring haematoceles is crucial for patient recovery.

نظارت بر هماتوم‌ها برای بهبودی بیمار بسیار مهم است.

haematoceles can be a result of surgical procedures.

هماتوم‌ها می‌توانند نتیجه روش‌های جراحی باشند.

understanding the causes of haematoceles helps in prevention.

درک علل هماتوم‌ها به پیشگیری کمک می‌کند.

haematoceles can sometimes resolve on their own.

هماتوم‌ها گاهی اوقات می‌توانند به خودی خود برطرف شوند.

early detection of haematoceles is important for effective treatment.

تشخیص زودهنگام هماتوم‌ها برای درمان موثر مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید