haematocrit

[ایالات متحده]/ˈhiːmətəkrɪt/
[بریتانیا]/ˈhiːmətəkrɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری نسبت حجم خون که از گلبول‌های قرمز تشکیل شده است؛ نسبت حجم گلبول‌های قرمز به کل حجم خون
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

high haematocrit

هماتوکریت بالا

low haematocrit

هماتوکریت پایین

normal haematocrit

هماتوکریت نرمال

haematocrit level

سطح هماتوکریت

haematocrit value

مقدار هماتوکریت

haematocrit test

تست هماتوکریت

haematocrit measurement

اندازه گیری هماتوکریت

elevated haematocrit

هماتوکریت افزایش یافته

decreased haematocrit

هماتوکریت کاهش یافته

haematocrit percentage

درصد هماتوکریت

جملات نمونه

the haematocrit level can indicate dehydration.

سطح هماتوکریت می‌تواند نشان‌دهنده کم‌آبی باشد.

doctors often check the haematocrit during blood tests.

پزشکان اغلب هماتوکریت را در طول آزمایشات خون بررسی می‌کنند.

a low haematocrit may suggest anemia.

هماتوکریت پایین ممکن است نشان‌دهنده کم‌خونی باشد.

haematocrit values can vary with altitude.

مقادیر هماتوکریت می‌توانند با افزایش ارتفاع متفاوت باشند.

monitoring haematocrit is crucial in critical care.

نظارت بر هماتوکریت در مراقبت‌های ویژه بسیار مهم است.

high haematocrit levels can lead to complications.

سطح بالای هماتوکریت می‌تواند منجر به عوارض شود.

patients with chronic lung disease often have elevated haematocrit.

بیماران مبتلا به بیماری مزمن ریه اغلب هماتوکریت بالایی دارند.

haematocrit measurements help assess blood viscosity.

اندازه‌گیری هماتوکریت به ارزیابی ویسکوزیته خون کمک می‌کند.

in sports medicine, haematocrit levels can indicate performance.

در طب ورزشی، سطح هماتوکریت می‌تواند عملکرد را نشان دهد.

understanding haematocrit is important for diagnosing blood disorders.

درک هماتوکریت برای تشخیص اختلالات خونی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید