haematologists

[ایالات متحده]/ˌhiː.məˈtɒl.ə.dʒɪst/
[بریتانیا]/ˌhiː.məˈtɑː.lə.dʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص در مطالعه خون و اختلالات خونی

عبارات و ترکیب‌ها

consult a haematologist

مشاوره با یک هماتولوژیست

visit a haematologist

بازدید از یک هماتولوژیست

haematologist appointment

قرار ملاقات با هماتولوژیست

haematologist referral

معرفی به هماتولوژیست

haematologist consultation

مشاوره هماتولوژیست

haematologist evaluation

ارزیابی هماتولوژیست

haematologist diagnosis

تشخیص هماتولوژیست

haematologist treatment

درمان توسط هماتولوژیست

haematologist specialist

متخصص هماتولوژیست

haematologist care

مراقبت توسط هماتولوژیست

جملات نمونه

she consulted a haematologist about her blood condition.

او برای بررسی وضعیت خونش با یک هماتولوژیست مشورت کرد.

the haematologist recommended a series of tests.

هماتولوژیست یک سری آزمایشات را توصیه کرد.

he is studying to become a haematologist.

او در حال تحصیل برای تبدیل شدن به یک هماتولوژیست است.

the haematologist explained the treatment options available.

هماتولوژیست گزینه های درمانی موجود را توضیح داد.

many patients rely on their haematologist for guidance.

بسیاری از بیماران برای راهنمایی به هماتولوژیست خود متکی هستند.

she was referred to a haematologist for further evaluation.

او برای ارزیابی بیشتر به یک هماتولوژیست ارجاع داده شد.

the haematologist specializes in blood disorders.

هماتولوژیست در بیماری های خونی تخصص دارد.

he had a follow-up appointment with his haematologist.

او یک نوبت پیگیری با هماتولوژیست خود داشت.

her haematologist is conducting research on new treatments.

هماتولوژیست او در حال انجام تحقیقاتی در مورد درمان های جدید است.

the haematologist discussed the results of the blood tests.

هماتولوژیست نتایج آزمایشات خون را مورد بحث قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید