haemosiderins

[ایالات متحده]/hiːməˈsɪdərɪnz/
[بریتانیا]/hemoʊˈsɪdərɪnz/

ترجمه

n. فرم پلورال هموسیدرین؛ رنگ‌بری قهوه‌ای نامحلول که از پیوند آهن با پروتئین‌ها تشکیل شده و در بافت‌ها، به ویژه در شرایط افراط در آهن مانند هموکروماتوز یا پس از تزریق خون گسترده ذخیره می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

haemosiderin staining

رنگ‌آمیزی هموسیدرین

haemosiderin deposition

توده‌گذاری هموسیدرین

haemosiderin accumulation

جمع‌شدن هموسیدرین

excess haemosiderins

هموسیدرین‌های اضافی

haemosiderin deposits

توده‌های هموسیدرین

systemic haemosiderins

هموسیدرین‌های سیستمیک

haemosiderin pigment

رنگدانه هموسیدرین

haemosiderin granules

دانه‌های هموسیدرین

intracellular haemosiderins

هموسیدرین‌های درون سلولی

haemosiderin overload

فراوانی بیش از حد هموسیدرین

جملات نمونه

haemosiderin deposition was observed in the liver biopsy.

تجویز هماتو سایدرین در بیوپسی کبد مشاهده شد.

excessive haemosiderin accumulation can cause tissue damage.

جمع شدن بیش از حد هماتو سایدرین می تواند باعث آسیب بافتی شود.

the macrophages contained haemosiderin granules.

ماکروفاژها دانه هماتو سایدرین را در خود داشتند.

haemosiderin staining revealed iron overload in the bone marrow.

رنگ‌آمیزی هماتو سایدرین افزایش مقدار آهن در مغز استخوان را نشان داد.

elevated haemosiderin levels indicate chronic haemolysis.

افزایش سطح هماتو سایدرین نشان دهنده همولیز مزمن است.

haemosiderin-laden macrophages were prominent in the spleen.

ماکروفاژهای پر از هماتو سایدرین در کلیه چشم‌انداز بودند.

the prussian blue stain detected haemosiderin in the lung tissue.

رنگ‌آمیزی آبی پروسی توانست هماتو سایدرین را در بافت ریه تشخیص دهد.

haemosiderin deposits were found in the renal tubules.

توده‌های هماتو سایدرین در لوله‌های کلیه یافت شدند.

patients with thalassemia often show haemosiderin overload.

بیماران مبتلا به تالاسمی معمولاً افزایش هماتو سایدرین را نشان می‌دهند.

the liver showed diffuse haemosiderin infiltration.

کبد نفوذ گسترده هماتو سایدرین را نشان داد.

haemosiderin quantification helps assess iron metabolism disorders.

تکمیل هماتو سایدرین به ارزیابی اختلالات متابولیسم آهن کمک می کند.

iron chelation therapy reduces haemosiderin concentration.

درمان با آنتاگونیست آهن میزان هماتو سایدرین را کاهش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید