haemostases

[ایالات متحده]/ˌhiːməʊˈsteɪziːz/
[بریتانیا]/ˌhiːmoʊˈsteɪziːz/

ترجمه

n. فرآیندها یا مکانیزم‌هایی که خونریزی را متوقف می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

haemostases balance

تعادل هموستاز

haemostases process

فرآیند هموستاز

haemostases factors

عوامل هموستاز

haemostases response

پاسخ هموستاز

haemostases mechanism

مکانیسم هموستاز

haemostases pathway

مسیر هموستاز

haemostases system

سیستم هموستاز

haemostases regulation

تنظیم هموستاز

haemostases agents

عوامل هموستاز

haemostases abnormalities

ناهنجاری‌های هموستاز

جملات نمونه

haemostases are crucial for stopping bleeding during surgery.

خون‌ریزی را در طول جراحی متوقف کردن بسیار مهم است.

the body has several mechanisms to maintain haemostases.

بدن مکانیسم‌های متعددی برای حفظ هموستاز دارد.

understanding haemostases can help in treating blood disorders.

درک هموستاز می‌تواند به درمان اختلالات خونی کمک کند.

doctors monitor haemostases to ensure patient safety.

پزشکان هموستاز را برای اطمینان از ایمنی بیمار کنترل می‌کنند.

impaired haemostases can lead to serious health issues.

اختلال در هموستاز می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

research on haemostases is essential for developing new therapies.

تحقیقات در مورد هموستاز برای توسعه درمان‌های جدید ضروری است.

haemostases play a vital role in wound healing.

هموستاز نقش حیاتی در ترمیم زخم دارد.

abnormal haemostases can indicate underlying medical conditions.

هموستاز غیرطبیعی می‌تواند نشان‌دهنده شرایط پزشکی زمینه‌ای باشد.

haemostases involve both clotting factors and platelets.

هموستاز شامل عوامل انعقادی و پلاکت‌ها است.

effective haemostases are necessary during trauma care.

هموستاز موثر در مراقبت‌های اورژانسی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید