hagiographies

[ایالات متحده]/ˌhægɪ'ɒgrəfɪ/
[بریتانیا]/ˌhæɡɪ'ɑɡrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زندگینامه یک قدیس

جملات نمونه

The book was more of a hagiography than a biography.

کتاب بیشتر یک زندگی‌نامه اغراق‌آمیز بود تا یک زندگی‌نامه.

Many medieval saints were the subject of hagiographies.

بسیاری از قدیسان قرون وسطی موضوع هیاغات بودند.

The writer's hagiography of the historical figure was criticized for its lack of objectivity.

هیاگرافی نویسنده از چهره تاریخی به دلیل فقدان بی‌طرفی مورد انتقاد قرار گرفت.

The church commissioned a hagiography to be written about the local saint.

کلیسای محلی دستور داد تا درباره قدیس محلی یک زندگی‌نامه اغراق‌آمیز نوشته شود.

She dismissed the biography as a mere hagiography.

او زندگی‌نامه را صرفاً یک زندگی‌نامه اغراق‌آمیز جلوه داد.

The hagiography painted a perfect image of the religious leader.

هیاگرافی تصویری کامل از رهبر مذهبی ترسیم کرد.

Hagiographies often emphasize miracles and divine intervention.

هیاغات اغلب بر معجزات و دخالت الهی تأکید می‌کنند.

The hagiography glossed over the flaws of the saint.

هیاگرافی نقاط ضعف قدیس را نادیده گرفت.

Historians must sift through hagiographies to uncover the truth.

تاریخ‌نگاران باید برای کشف حقیقت در هیاغات جستجو کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید