hairtail

[ایالات متحده]/ˈheəteɪl/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌteɪl/

ترجمه

n. ماهی دم مو; اصطلاح دیگری برای ماهی دم مو
شکل‌های واژه
جمعhairtails

عبارات و ترکیب‌ها

hairtail style

سبک دم مو

long hairtail

دم موی بلند

hairtail braid

بافت دم مو

hairtail clip

گیره دم مو

curly hairtail

دم موی مجعد

hairtail extension

اکستنشن دم مو

hairtail tie

ربان دم مو

hairtail accessory

اکسسوری دم مو

hairtail holder

نگهدارنده دم مو

hairtail fashion

مد دم مو

جملات نمونه

she tied her hairtail with a colorful ribbon.

او دم خرگوشش را با یک روبان رنگارنگ بست.

his hairtail swayed as he jogged in the park.

دم خرگوشش در حالی که در پارک می‌دوید، تاب می‌خورد.

she prefers to wear her hairtail high on her head.

او ترجیح می‌دهد دم خرگوشش را بالای سرش بپوشاند.

the hairtail looked elegant at the formal event.

دم خرگوشش در آن رویداد رسمی شیک به نظر می‌رسید.

he always styles his hairtail before going out.

او همیشه قبل از بیرون رفتن دم خرگوشش را مرتب می‌کند.

she decided to cut her hairtail for a new look.

او تصمیم گرفت دم خرگوشش را برای یک ظاهر جدید کوتاه کند.

her hairtail bounced with every step she took.

دم خرگوشش با هر قدمی که برمی‌داشت می‌پرید.

he often compliments her on her stylish hairtail.

او اغلب به او در مورد دم خرگوشش که به شیک او می‌گوید.

she used a hairtie to secure her hairtail tightly.

او از یک کش دم خرگوش برای محکم کردن دم خرگوشش استفاده کرد.

her hairtail was a perfect match for her outfit.

دم خرگوشش با لباسش مطابقت کاملی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید