halfcastes

[ایالات متحده]/ˈhɑːf.kɑːst/
[بریتانیا]/ˈhæf.kæst/

ترجمه

n. فرد نژاد مختلط، به ویژه از نسل اروپایی و آسیایی

عبارات و ترکیب‌ها

halfcaste identity

هویت دورگه

halfcaste heritage

ارثیه دورگه

halfcaste experience

تجربه دورگه

halfcaste culture

فرهنگ دورگه

halfcaste background

زمینه دورگه

halfcaste community

جامعه دورگه

halfcaste perspective

دیدگاه دورگه

halfcaste label

برچسب دورگه

halfcaste pride

افتخار دورگه

halfcaste issues

مشکلات دورگه

جملات نمونه

he identifies as a halfcaste due to his mixed heritage.

او به دلیل ریشه های مختلط خود به عنوان یک دورگه معرفی می کند.

many halfcaste individuals face unique challenges in society.

بسیاری از افراد دورگه با چالش های منحصر به فردی در جامعه روبرو هستند.

she embraced her identity as a proud halfcaste.

او هویت خود را به عنوان یک دورگه افتخارآمیز پذیرفت.

understanding halfcaste culture is important for social harmony.

درک فرهنگ دورگه برای هماهنگی اجتماعی مهم است.

he wrote a book about the experiences of halfcaste people.

او کتابی در مورد تجربیات مردم دورگه نوشت.

halfcaste identity can be a source of pride and conflict.

هویت دورگه می تواند منبع افتخار و درگیری باشد.

there are many stereotypes associated with being halfcaste.

تصورات زیادی با دورگه بودن مرتبط است.

she often reflects on her halfcaste background.

او اغلب به پیشینه دورگه خود فکر می کند.

halfcaste communities celebrate their diverse heritage.

جامعه های دورگه از میراث متنوع خود جشن می گیرند.

he felt a sense of belonging within the halfcaste community.

او احساس تعلق خاطر در جامعه دورگه داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید