halfling

[ایالات متحده]/ˈhæf.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhæf.lɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی که نصف اندازه یک انسان است و معمولاً در محیط‌های فانتزی یافت می‌شود؛ نوعی سکه که ارزش آن نصف پنی است.
Word Forms
جمعhalflings

عبارات و ترکیب‌ها

halfling hero

قهرمان هالفینگ

halfling village

دهکده هالفینگ

halfling rogue

دزد هالفینگ

halfling bard

خواننده هالفینگ

halfling fighter

جنگجو هالفینگ

halfling wizard

جادوگر هالفینگ

halfling traveler

مسافر هالفینگ

halfling farmer

کشاورز هالفینگ

halfling merchant

تاجر هالفینگ

halfling companion

همراه هالفینگ

جملات نمونه

the halfling village was known for its beautiful gardens.

دهکده هالفینگ به خاطر باغ‌های زیبایش معروف بود.

many halflings enjoy a peaceful life in the countryside.

بسیاری از هالفینگ‌ها از زندگی آرام در روستاها لذت می‌برند.

the halfling adventurer had a knack for finding treasure.

ماجراجوی هالفینگ استعداد خاصی در یافتن گنج داشت.

halflings are often underestimated due to their small size.

هالفینگ‌ها اغلب به دلیل جثه کوچکشان دست کم گرفته می‌شوند.

in the story, the halfling played a crucial role in the quest.

در داستان، هالفینگ نقش مهمی در جستجو ایفا کرد.

the halfling's bravery surprised everyone in the group.

شجاعت هالفینگ همه را در گروه شگفت‌زده کرد.

halflings are known for their excellent cooking skills.

هالفینگ‌ها به خاطر مهارت‌های آشپزی عالی خود مشهور هستند.

the halfling bard entertained us with enchanting songs.

شاعر هالفینگ با آهنگ‌های مسحور کننده ما را سرگرم کرد.

many halflings prefer to travel in small, tight-knit groups.

بسیاری از هالفینگ‌ها ترجیح می‌دهند در گروه‌های کوچک و صمیمی سفر کنند.

the halfling's quick wit made him a favorite among friends.

هوش سریع هالفینگ او را در بین دوستان محبوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید