halms

[ایالات متحده]/hɑːmz/
[بریتانیا]/hɑlmz/

ترجمه

n. ساقه‌ها; کاه; (Halm) یک نام خانوادگی; (آلمانی، انگلیسی، فنلاندی، سوئدی) Halm; (فرانسوی) Alm

عبارات و ترکیب‌ها

halms of grass

ساقه علف

halms of wheat

ساقه گندم

halms of barley

ساقه جو

halms of corn

ساقه ذرت

halms of rye

ساقه چاودار

halms of oats

ساقه جو دوسر

halms in field

ساقه در مزرعه

halms for feed

ساقه برای خوراک

halms and straw

ساقه و کاه

halms of grassland

ساقه علفزار

جملات نمونه

he halms the responsibility of the project.

او مسئولیت پروژه را بر عهده می‌گیرد.

the teacher halms the students' progress.

معلم از پیشرفت دانش‌آموزان آگاه است.

she halms the leadership role in the team.

او نقش رهبری را در تیم بر عهده می‌گیرد.

the manager halms the budget for the department.

مدیر بودجه بخش را مدیریت می‌کند.

he halms the organization of the event.

او سازماندهی رویداد را بر عهده می‌گیرد.

the coach halms the training schedule.

مربی برنامه تمرینی را مدیریت می‌کند.

she halms the communication with clients.

او ارتباط با مشتریان را مدیریت می‌کند.

the director halms the film production.

مدیر تولید فیلم را مدیریت می‌کند.

he halms the quality control process.

او فرآیند کنترل کیفیت را مدیریت می‌کند.

the principal halms the school's administration.

مدیر مدرسه امور اداری مدرسه را مدیریت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید