a hammock was slung between two trees.
یه تاب بر روی دو درخت آویخته شده بود.
swung a hammock between two trees.
تاب را بین دو درخت تاب داد.
We anchored the hammock to the tree.
شبکهمان را به درخت لنگر زدیم.
The old man is sleeping in a hammock hanging between two trees.
مرد پیر در یک تاب که بین دو درخت آویخته شده بود، میخوابید.
We mainly produce series of camping tent, hunting tent, steel wire tent, children tent, rescuable tent and sleeping bag, arrow/bow bag, gun bag, pinic bag, hammock, cooler bag, climbing bag and so on.
ما عمدتاً سری چادرهای کمپینگ، چادرهای شکار، چادرهای سیم فولادی، چادرهای کودکان، چادرهای قابل نجات و کیسه خواب، کیسه تیر/کمان، کیسه تفنگ، کیسه پیکنیک، هاماک، کیسه خنککننده، کیسه صخرهنوردی و غیره تولید میکنیم.
a hammock was slung between two trees.
یه تاب بر روی دو درخت آویخته شده بود.
swung a hammock between two trees.
تاب را بین دو درخت تاب داد.
We anchored the hammock to the tree.
شبکهمان را به درخت لنگر زدیم.
The old man is sleeping in a hammock hanging between two trees.
مرد پیر در یک تاب که بین دو درخت آویخته شده بود، میخوابید.
We mainly produce series of camping tent, hunting tent, steel wire tent, children tent, rescuable tent and sleeping bag, arrow/bow bag, gun bag, pinic bag, hammock, cooler bag, climbing bag and so on.
ما عمدتاً سری چادرهای کمپینگ، چادرهای شکار، چادرهای سیم فولادی، چادرهای کودکان، چادرهای قابل نجات و کیسه خواب، کیسه تیر/کمان، کیسه تفنگ، کیسه پیکنیک، هاماک، کیسه خنککننده، کیسه صخرهنوردی و غیره تولید میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید