hanbys

[ایالات متحده]/hænbiz/
[بریتانیا]/hænbɪz/

ترجمه

n. فرم جمع نام شخصی هانبی

عبارات و ترکیب‌ها

hanbying

هانبیینگ

the hanbys

هانبی‌ها

hanby's thing

چیز هانبی

hanbying around

هانبی‌زدن در اطراف

never hanbying

هیچ‌گاه هانبی‌زدن

hanbying child

کودک هانبی

جملات نمونه

the farmers loaded the hanbys onto the truck for transport.

کشاورزان حنوب‌ها را روی کامیون برای حمل قرار دادند.

we need to inspect the quality of these hanbys immediately.

ما باید کیفیت این حنوب‌ها را فوراً بررسی کنیم.

she carefully arranged the hanbys in a large wooden box.

او حنوب‌ها را با دقت در یک جعبه چوبی بزرگ چید.

the market price for hanbys has increased significantly this week.

قیمت بازار برای حنوب‌ها این هفته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

several broken hanbys were found near the entrance.

چندین حنوب شکسته نزدیک ورودی پیدا شد.

our company exports high-quality hanbys to international clients.

شرکت ما حنوب‌های با کیفیت بالا را به مشتریان بین‌المللی صادر می‌کند.

please store the hanbys in a cool, dry place.

لطفاً حنوب‌ها را در یک جای خنک و خشک نگه دارید.

the workers cleaned the hanbys before the final inspection.

کارگران قبل از بازرسی نهایی حنوب‌ها را تمیز کردند.

he purchased a fresh batch of hanbys from the supplier.

او یک باره جدید حنوب‌ها را از تامین کننده خریداری کرد.

the unique design of these hanbys attracts many customers.

طراحی منحصر به فرد این حنوب‌ها بسیاری از مشتریان را جذب می‌کند.

count all the hanbys to ensure the inventory is accurate.

همه حنوب‌ها را شمارش دهید تا مطمئن شوید که موجودی دقیق است.

do not drop the box because the hanbys are extremely fragile.

جعبه را نیروی زیادی ندهید چون حنوب‌ها بسیار نازک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید