handbasket

[ایالات متحده]/ˈhændbɑːskɪt/
[بریتانیا]/ˈhændbæskɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کوزه کوچک که با دست حمل می‌شود، معمولاً با یک مقبض؛ یک لامپ قابل حمل که برای حمل با دست طراحی شده است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

go to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین برو

going to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین می‌روی

to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین

straight to hell in a handbasket

مستقیم به جهنم با یک سبد پایین

send to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین بفرست

sending to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین فرستادن

sent to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین فرستاده شد

everything going to hell in a handbasket

همه چیز به جهنم با یک سبد پایین می‌رود

run to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین بدو

running to hell in a handbasket

به جهنم با یک سبد پایین دویدن

جملات نمونه

the economy is going to hell in a handbasket.

اقتصاد به سوی جهنم می‌رود.

everything went to hell in a handbasket after the scandal.

همه چیز پس از این پرده‌افشانی به سوی جهنم می‌رود.

this project is going straight to hell in a handbasket.

این پروژه مستقیماً به سوی جهنم می‌رود.

send the whole plan to hell in a handbasket.

کلیه برنامه را به جهنم بفرست.

his career went to hell in a handbasket overnight.

حرفه‌اش به سوی جهنم می‌رود، در یک شب.

the country's reputation went to hell in a handbasket.

معیت کشور به سوی جهنم می‌رود.

their marriage went to hell in a handbasket after only one year.

این ازدواج پس از یک سال به سوی جهنم می‌رود.

things went to hell in a handbasket very quickly once he took over.

چیزهایی به سوی جهنم می‌رود بسیار سریع پس از اینکه او به قدرت رسید.

the situation went to hell in a handbasket before we could fix it.

وضعیت قبل از اینکه بتوانیم آن را تصحیح کنیم، به سوی جهنم می‌رود.

this whole thing is going to hell in a handbasket right before our eyes.

این کلیه چیزها به سوی جهنم می‌رود، در حالی که ما نگاه می‌کنیم.

my social life went to hell in a handbasket during the lockdown.

زندگی اجتماعی من در طول قرنطینه به سوی جهنم می‌رود.

the company's image went to hell in a handbasket after the product recall.

تصویر شرکت پس از بازگرداندن محصول به سوی جهنم می‌رود.

her reputation went to hell in a handbasket due to the plagiarism scandal.

معیت او به سوی جهنم می‌رود به دلیل پرده‌افشانی نسخه‌برداری.

our vacation plans went to hell in a handbasket when the airline went bankrupt.

برنامه تعطیلات ما به سوی جهنم می‌رود وقتی هواپیمایی فروپاشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید