handjam

[ایالات متحده]/hændʒæm/
[بریتانیا]/hændʒæm/

ترجمه

v.(slang) انجام ایجاد تحریک دستی بر روی گونه‌های کسی.
n.(slang) تحریک دستی گونه‌ها؛ یک handjob.؛ (slang) عمل فشار دادن یا پر کردن چیزی به وسیله دست.
شکل‌های واژه
جمعhandjams

عبارات و ترکیب‌ها

handjam together

هم جم با هم

handjam session

جلسه هم جم

handjam music

موسیقی هم جم

handjam band

گروه هم جم

handjam all night

هم جم تمام شب

handjam with friends

هم جم با دوستان

handjam circle

دایره هم جم

handjam live

هم جم زنده

handjam on stage

هم جم روی پیست

handjam right in

هم جم درست وارد شوید

جملات نمونه

the band hosted a handjam session at the local community center last weekend.

گروه موسیقی یک جلسه هند جام در مرکز اجتماعی محلی در هفته گذشته برگزار کرد.

she prepared homemade strawberry handjam using fresh berries from the farm.

او با استفاده از میوه های تازه از مزرعه، یک هند جام توت فرنگی ساخته دست خود آماده کرد.

everyone gathered around the table to make grape handjam together.

همه اطراف میز جمع شدند تا با هم هند جام گوجه فرنگی بسازند.

the annual handjam festival attracts musicians from all over the country.

فستیوال سالانه هند جام موسیقی دانهای را از سراسر کشور جذب می کند.

he spread the apricot handjam on warm toast for breakfast.

او هند جام نectarین را روی نان گرم برای صبحانه پهن کرد.

the recipe calls for three cups of fresh fruit to make this handjam.

این رецیپت برای ساخت این هند جام از سه فنجان میوه تازه استفاده می کند.

they bought a jar of organic blueberry handjam at the farmers market.

آنها یک جعبه هند جام میوه ی خیلی از بازار کشاورزی خریدند.

the handjam tasted sweet and contained chunks of real peach.

هند جام مزه شیرین داشت و قطعات واقعی نectarین را در خود داشت.

she learned how to make handjam from her grandmother tradition.

او از سنت مادربزرگش یاد گرفت که چگونه هند جام بسازد.

the kitchen smelled wonderful while the handjam was cooking on the stove.

وقتی هند جام روی قورباغه پخته می شد، آشپزخانه عطر خوشی داشت.

they opened a new jar of raspberry handjam for the guests.

آنها برای مهمانان یک جعبه جدید هند جام میوه ی گوجه فرنگی باز کردند.

his handjam recipe won first place at the county fair competition.

رقم هند جام او در مسابقه ی بازارچه شهری جایگاه اول را کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید