handjams

[ایالات متحده]/hændˈdʒæmz/
[بریتانیا]/hændˈdʒæmz/

ترجمه

n. روش فشار دادن دستی؛ پر کردن دستی

جملات نمونه

the musician's handjams during the solo were incredibly smooth and precise.

دست‌های موسیقی‌دان در حین سولو بسیار نرم و دقیق بود.

her handjams on the guitar strings created a beautiful melody.

دست‌های او روی ری‌س‌های گیتار یک مелودی زیبایی ایجاد کرد.

the drummer's handjams kept the perfect rhythm throughout the song.

دست‌های بی‌بی در طول آهنگ ریتم کامل را حفظ کرد.

his impressive handjams earned him a standing ovation.

دست‌های بسیار خوب او باعث ایستادن مخاطبان شد.

the pianist's rapid handjams amazed the entire audience.

دست‌های سریع پیانیست تمام جمعیت را شگفت‌زده کرد.

she practiced her handjams for hours before the performance.

او قبل از اجرا دست‌های خود را به مدت ساعات تمرین کرد.

the guitarist's wild handjams brought energy to the concert.

دست‌های بی‌رویه گیتاریست انرژی به کنسرت اضافه کرد.

his smooth handjams on the keyboard showed years of practice.

دست‌های نرم او روی کیبورد نشان دهنده سال‌ها تمرین بود.

the band's tight handjams created a powerful sound together.

دست‌های تنگ گروه با هم یک صدای قوی ایجاد کردند.

her creative handjams added a unique flavor to the music.

دست‌های خلاقانه او یک طعم منحصر به فرد به موسیقی اضافه کرد.

the street performer's handjams attracted a large crowd.

دست‌های اجرای خیابانی باعث جذب یک جمع بزرگ شد.

the virtuoso's lightning-fast handjams left everyone speechless.

دست‌های بسیار سریع ویروسیتوس تمام کسان را به گریستن باز گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید