handshaking

[ایالات متحده]/'hænd,ʃeikiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دست دادن
Word Forms

جملات نمونه

He greeted the guests with a firm handshaking.

او با دست دادن محکم به مهمانان خوشامد گفت.

The handshaking ceremony marked the beginning of the business partnership.

آیین دست دادن، آغاز شراکت تجاری را نشان داد.

They sealed the deal with a handshaking agreement.

آنها با توافقنامه دست دادن، معامله را نهایی کردند.

Proper handshaking is important in professional settings.

دست دادن مناسب در محیط‌های حرفه‌ای مهم است.

The two leaders ended the meeting with a warm handshaking.

دو رهبر جلسه را با دست دادن گرم به پایان رساندند.

Handshaking is a common gesture of goodwill.

دست دادن یک حرکت رایج حسن نیت است.

The handshaking ritual is a sign of respect in their culture.

آیین دست دادن نشانه‌ای از احترام در فرهنگ آنهاست.

A firm handshaking can convey confidence and trust.

دست دادن محکم می‌تواند اعتماد و اطمینان را منتقل کند.

She practiced her handshaking skills before the job interview.

او قبل از مصاحبه شغلی مهارت‌های دست دادن خود را تمرین کرد.

The handshaking gesture symbolizes unity and agreement.

حرکت دست دادن نماد وحدت و توافق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید