haptoglobin

[ایالات متحده]/ˈhæptəʊɡlɒbɪn/
[بریتانیا]/ˈhæptəˌɡloʊbɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پروتئینی که هموگلوبین آزاد را متصل می‌کند؛ پروتئینی که در پاسخ ایمنی درگیر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

haptoglobin levels

سطح هپتوگلوبین

haptoglobin testing

تست هپتوگلوبین

haptoglobin concentration

غلظت هپتوگلوبین

haptoglobin deficiency

کمبود هپتوگلوبین

haptoglobin binding

اتصال هپتوگلوبین

haptoglobin function

عملکرد هپتوگلوبین

haptoglobin role

نقش هپتوگلوبین

haptoglobin increase

افزایش هپتوگلوبین

haptoglobin analysis

تجزیه و تحلیل هپتوگلوبین

جملات نمونه

haptoglobin levels can indicate liver function.

سطح هپتوگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده عملکرد کبد باشد.

doctors often test for haptoglobin in blood samples.

پزشکان اغلب هپتوگلوبین را در نمونه‌های خون آزمایش می‌کنند.

low haptoglobin may suggest hemolytic anemia.

هپتوگلوبین پایین ممکن است نشان‌دهنده کم‌خونی همولیتیک باشد.

haptoglobin is produced by the liver.

هپتوگلوبین توسط کبد تولید می‌شود.

elevated haptoglobin levels can indicate inflammation.

سطح بالای هپتوگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده التهاب باشد.

researchers study haptoglobin to understand disease processes.

محققان هپتوگلوبین را برای درک فرآیندهای بیماری مطالعه می‌کنند.

haptoglobin binds free hemoglobin in the bloodstream.

هپتوگلوبین هموگلوبین آزاد را در جریان خون جذب می‌کند.

genetic variations in haptoglobin can affect health.

تغییرات ژنتیکی در هپتوگلوبین می‌تواند بر سلامتی تأثیر بگذارد.

haptoglobin testing can help diagnose various conditions.

تست هپتوگلوبین می‌تواند به تشخیص شرایط مختلف کمک کند.

monitoring haptoglobin can aid in patient management.

نظارت بر هپتوگلوبین می‌تواند به مدیریت بیمار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید