haricots

[ایالات متحده]/ˈhæ.rɪ.kɒt/
[بریتانیا]/ˈhær.ɪ.kɑːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خورشت سبزی با گوشت بره; لوبیا سبز; لوبیا لیما

عبارات و ترکیب‌ها

red haricot

لوبیا قرمز

haricot beans

لوبیا هاریکو

haricot salad

سالاد هاریکو

haricot stew

خورش هاریکو

haricot soup

سوپ هاریکو

white haricot

لوبیا سفید

haricot recipe

دستور تهیه لوبیا هاریکو

haricot dish

غذا با لوبیا هاریکو

haricot mix

مخلوط لوبیا هاریکو

haricot curry

کاری لوبیا هاریکو

جملات نمونه

she loves to eat haricot beans in her salad.

او عاشق خوردن لوبای هاریکو در سالادش است.

haricot is a great source of protein for vegetarians.

لوبای هاریکو یک منبع عالی پروتئین برای گیاهخواران است.

we should cook haricot for dinner tonight.

ما باید امشب لوبای هاریکو را برای شام بپزیم.

he added haricot to the stew for extra flavor.

او برای طعم بیشتر لوبای هاریکو را به خورش اضافه کرد.

haricot can be found in many traditional dishes.

لوبای هاریکو را می توان در بسیاری از غذاهای سنتی یافت.

she prefers haricot over other types of beans.

او ترجیح می دهد لوبای هاریکو را به جای سایر انواع حبوبات.

we planted haricot in our garden this year.

ما امسال لوبای هاریکو را در باغ خود کاشتیم.

haricot can be served hot or cold.

می توان لوبای هاریکو را گرم یا سرد سرو کرد.

he made a delicious haricot salad for the picnic.

او یک سالاد لوبای هاریکو خوشمزه برای پیک نیک درست کرد.

haricot is often used in french cuisine.

لوبای هاریکو اغلب در آشپزی فرانسوی استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید