harikaris

[ایالات متحده]/ˌhærɪˈkɑːriz/
[بریتانیا]/ˌhærɪˈkɑːriz/

ترجمه

n. جمع harikari؛ خودکشی تاریخی با برش دستگاه تناسلی.

عبارات و ترکیب‌ها

commit harikari

هاریکیری انجام دادن

perform harikari

هاریکیری انجام دادن

harikari ritual

ریتول هاریکیری

harikari ceremony

گذشت هاریکیری

harikari act

عمل هاریکیری

traditional harikari

هاریکیری سنتی

ritual harikari

ریتول هاریکیری

samurai harikari

هاریکیری سامورایی

forced harikari

هاریکیری مجبوری

جملات نمونه

the samurai committed harikaris in the ancient ceremony.

سامورایی‌ها در آن مراسم قدیمی خود به حاریکاری می‌پرداختند.

harikaris was considered an honorable way to die.

حاریکاری به عنوان یک راه منصفانه برای مرگ در نظر گرفته می‌شد.

many warriors chose harikaris rather than surrender.

بسیاری از جنگجویان به جای تسلیم شدن، حاریکاری را انتخاب می‌کردند.

the movie depicted a scene of harikaris.

فیلم یک صحنه از حاریکاری را نمایش داد.

harikaris represents a complex cultural tradition.

حاریکاری یک سنت فرهنگی پیچیده را نمایش می‌دهد.

historical accounts describe the practice of harikaris.

منابع تاریخی این روش حاریکاری را توصیف می‌کنند.

the code of honor required harikaris for disgraced samurai.

قانون اخلاق برای سامورایی‌هایی که شکست خورده بودند، حاریکاری را الزامی می‌کرد.

harikaris is often misunderstood in western culture.

در فرهنگ غربی، حاریکاری اغلب اشتباه تفسیر می‌شود.

some literature explores the psychology behind harikaris.

برخی از ادبیات به روانشناسی پشت حاریکاری می‌پردازند.

the museum exhibit explains the history of harikaris.

نمایشگاه موزه تاریخ حاریکاری را توضیح می‌دهد.

harikaris was reserved for the warrior class.

حاریکاری صرفاً برای کلاس جنگجویان محفوظ بود.

writers often romanticize harikaris in their works.

نویسندگان اغلب حاریکاری را در آثار خود ایده‌آل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید