harpooning

[ایالات متحده]/hɑːˈpuːnɪŋ/
[بریتانیا]/hɑrˈpunɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل شکار یا صید ماهی با نیزه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

harpooning whales

شکار نهنگ‌ها با نیزر

harpooning fish

شکار ماهی با نیزر

harpooning seals

شکار فوک با نیزر

harpooning techniques

تکنیک‌های شکار با نیزر

harpooning methods

روش‌های شکار با نیزر

harpooning practices

روش‌های عملی شکار با نیزر

harpooning boats

کشتی‌های شکار با نیزر

harpooning industry

صنعت شکار با نیزر

harpooning regulations

مقررات شکار با نیزر

harpooning experience

تجربه شکار با نیزر

جملات نمونه

harpooning whales is a controversial practice.

شکار نهنگ‌ها با استفاده از هاربون یک عمل بحث‌برانگیز است.

the fishermen were skilled in harpooning fish.

ماهیگیران در شکار ماهی با استفاده از هاربون مهارت داشتند.

harpooning can be dangerous without proper training.

بدون آموزش مناسب، شکار با هاربون می‌تواند خطرناک باشد.

they used harpooning as a method to catch large sea creatures.

آنها از شکار با هاربون به عنوان روشی برای به دام انداختن موجودات دریایی بزرگ استفاده می‌کردند.

harpooning has a long history in maritime cultures.

شکار با هاربون تاریخچه‌ای طولانی در فرهنگ‌های دریایی دارد.

many documentaries feature harpooning techniques.

فیلم‌های مستند زیادی تکنیک‌های شکار با هاربون را به تصویر می‌کشند.

harpooning requires precision and strength.

شکار با هاربون نیاز به دقت و قدرت دارد.

some activists oppose harpooning for ethical reasons.

برخی از فعالان به دلایل اخلاقی با شکار با هاربون مخالفند.

harpooning is often depicted in adventure films.

شکار با هاربون اغلب در فیلم‌های ماجراجویانه به تصویر کشیده می‌شود.

he wrote a book about the history of harpooning.

او کتابی در مورد تاریخچه شکار با هاربون نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید