hatmaker

[ایالات متحده]/ˈhætˌmeɪ.kər/
[بریتانیا]/ˈhætˌmeɪ.kɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کلاه می‌سازد

عبارات و ترکیب‌ها

hatmaker shop

کارگاه سازنده کلاه

hatmaker guild

گیلد سازندگان کلاه

hatmaker craft

هنر سازندگی کلاه

hatmaker trade

معامله کلاه

hatmaker design

طراحی کلاه

hatmaker workshop

کارگاه ساخت کلاه

hatmaker exhibition

نمایشگاه سازندگان کلاه

hatmaker collection

مجموعه سازندگان کلاه

hatmaker tools

ابزارهای سازنده کلاه

hatmaker business

کسب و کار سازندگان کلاه

جملات نمونه

the hatmaker crafted a beautiful wide-brimmed hat.

صنع‌کار کلاه یک کلاه لبه‌دار زیبا و پهن ساخت.

the local hatmaker is known for his unique designs.

صنع‌کار کلاه محلی به خاطر طرح‌های منحصر به فردش مشهور است.

she visited the hatmaker to order a custom-made hat.

او برای سفارش یک کلاه سفارشی از صنع‌کار کلاه بازدید کرد.

the hatmaker used high-quality materials for his creations.

صنع‌کار کلاه برای آثار خود از مواد با کیفیت بالا استفاده کرد.

he learned the trade from his father, a skilled hatmaker.

او این حرفه را از پدرش، یک صنع‌کار کلاه ماهر، یاد گرفت.

the hatmaker's shop was filled with colorful hats.

فروشگاه صنع‌کار کلاه پر از کلاه‌های رنگارنگ بود.

every spring, the hatmaker releases a new collection.

هر سال بهار، صنع‌کار کلاه مجموعه‌ جدیدی منتشر می‌کند.

many people rely on the hatmaker for special occasions.

بسیاری از مردم برای مناسبت‌های خاص به صنع‌کار کلاه متکی هستند.

the hatmaker's reputation grew thanks to word of mouth.

شهرت صنع‌کار کلاه به لطف دهان به دهان افزایش یافت.

she admired the craftsmanship of the hatmaker's work.

او از مهارت صنع‌کار کلاه در آثارش تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید