headlights

[ایالات متحده]/ˈhɛdlaɪts/
[بریتانیا]/ˈhɛdlaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چراغ‌های جلو یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

dim headlights

چراغ‌های کم‌نور

bright headlights

چراغ‌های روشن

led headlights

چراغ‌های LED

headlights on

روشن کردن چراغ‌ها

headlights off

خاموش کردن چراغ‌ها

flashing headlights

چراغ‌های چشمک‌زن

headlights adjustment

تنظیم چراغ‌ها

headlights warning

هشدار چراغ‌ها

headlights repair

تعمیر چراغ‌ها

headlights replacement

تعویض چراغ‌ها

جملات نمونه

the headlights of the car illuminated the dark road ahead.

چراغ‌های ماشین مسیر تاریک پیش رو را روشن کردند.

make sure to clean your headlights regularly for better visibility.

حتماً چراغ‌های خود را به طور منظم برای دید بهتر تمیز کنید.

she turned on the headlights as the sun began to set.

همانطور که خورشید شروع به غروب کرد، او چراغ‌ها را روشن کرد.

the headlights flickered before finally going out.

چراغ‌ها قبل از خاموش شدن چشمک زدند.

his headlights were too bright and blinded oncoming traffic.

چراغ‌های او بیش از حد روشن بودند و باعث کور شدن ترافیک مخالف شدند.

check if your headlights are functioning properly before a long trip.

قبل از یک سفر طولانی بررسی کنید که چراغ‌های شما به درستی کار می‌کنند.

the headlights reflected off the wet pavement, creating a beautiful scene.

چراغ‌ها روی آسفالت خیس بازتابیدند و صحنه‌ای زیبا ایجاد کردند.

he adjusted the headlights to avoid dazzling other drivers.

او چراغ‌ها را تنظیم کرد تا از خیره کردن رانندگان دیگر جلوگیری کند.

newer cars often come with automatic headlights that adjust to the environment.

ماشین‌های جدیدتر اغلب دارای چراغ‌های خودکار هستند که با توجه به محیط تنظیم می‌شوند.

she forgot to turn off the headlights and drained the car battery.

او فراموش کرد چراغ‌ها را خاموش کند و باتری ماشین را خالی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید