hearst

[ایالات متحده]/hɜːst/
[بریتانیا]/hɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی; نام خانوادگی
شکل‌های واژه
جمعhearsts

عبارات و ترکیب‌ها

hearst corporation

شرکت هرست

hearst magazine

مجله هرست

hearst television

تلویزیون هرست

hearst newspapers

روزنامه‌های هرست

hearst media

رسانه هرست

hearst digital

دیجیتال هرست

hearst communications

ارتباطات هرست

hearst brands

برندهای هرست

hearst ventures

شرکت‌های هرست

hearst entertainment

سرگرمی هرست

جملات نمونه

hearst is known for its media empire.

هیرست به خاطر امپراتوری رسانه‌ای خود شناخته شده است.

the hearst corporation owns several magazines.

شرکت هیرست صاحب چندین مجله است.

many people admire the art collection at hearst castle.

بسیاری از مردم آثار هنری مجموعه در قلعه هیرست را تحسین می‌کنند.

hearst's influence on journalism is significant.

تاثیر هیرست بر روزنامه‌نگاری قابل توجه است.

she worked for a hearst publication for years.

او سال‌ها برای یک نشریه هیرست کار می‌کرد.

hearst's legacy continues to shape media today.

میراث هیرست همچنان رسانه‌ها را امروز شکل می‌دهد.

he wrote a biography about william randolph hearst.

او درباره ویلیام رندولف هیرست کتابی نوشت.

hearst's newspapers played a role in shaping public opinion.

روزنامه‌های هیرست نقشی در شکل دادن به افکار عمومی داشتند.

the hearst family has a rich history in america.

خانواده هیرست تاریخ غنی در آمریکا دارد.

she visited the hearst museum during her trip.

او در طول سفر خود از موزه هیرست بازدید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید