heartburning

[ایالات متحده]/ˈhɑːtbɜːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɑrtˌbɜrnɪŋ/

ترجمه

n. نارضایتی; حسادت شدید; حسادت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

heartburning sensation

احساس سوزش قلب

heartburning pain

درد سوزش قلب

heartburning relief

تسکین سوزش قلب

heartburning symptoms

علائم سوزش قلب

heartburning treatment

درمان سوزش قلب

heartburning causes

دلایل سوزش قلب

heartburning medication

داروی سوزش قلب

heartburning foods

غذاهای سوزش آور

heartburning episodes

حملات سوزش قلب

heartburning triggers

عوامل تشدید کننده سوزش قلب

جملات نمونه

i often experience heartburning after spicy meals.

من اغلب بعد از غذاهای تند دچار سوزش قلب می شوم.

heartburning can be a sign of acid reflux.

سوزش قلب می تواند نشانه ای از بازگشت اسید باشد.

drinking water can help relieve heartburning.

نوشیدن آب می تواند به تسکین سوزش قلب کمک کند.

she took antacids to soothe her heartburning.

او برای تسکین سوزش قلب خود از داروی ضد اسید استفاده کرد.

heartburning often occurs at night when lying down.

سوزش قلب اغلب در شب هنگام دراز کشیدن رخ می دهد.

a diet low in fat can reduce heartburning symptoms.

یک رژیم غذایی کم چرب می تواند علائم سوزش قلب را کاهش دهد.

he complained of heartburning after eating a large meal.

او پس از خوردن یک وعده غذایی بزرگ از سوزش قلب شکایت کرد.

heartburning can disrupt your sleep if it happens frequently.

اگر به طور مکرر رخ دهد، سوزش قلب می تواند باعث اختلال در خواب شما شود.

she avoided citrus fruits to prevent heartburning.

او از خوردن مرکبات خودداری کرد تا از سوزش قلب جلوگیری کند.

consult a doctor if you have persistent heartburning.

اگر سوزش قلب مداوم دارید، با پزشک مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید