heatsink

[ایالات متحده]/ˈhiːt.sɪŋk/
[بریتانیا]/ˈhiːt.sɪŋk/

ترجمه

n. دستگاهی برای تخلیص گرما از یک قطعه
Word Forms
جمعheatsinks

عبارات و ترکیب‌ها

heatsink failure

نیروی خنک کننده ناکارآمد

computer heatsink

خنک کننده کامپیوتر

heatsink fan

مروخ خنک کننده

heatsink assembly

نصب خنک کننده

effective heatsink design

طراحی موثر خنک کننده

upgrade heatsink

به‌روزرسانی خنک کننده

heatsink paste

پاست خنک کننده

attach heatsink

چسباندن خنک کننده

heatsink material

مواد خنک کننده

remove heatsink

حذف خنک کننده

جملات نمونه

the computer's heatsink helps keep it cool.

هیت سیک مربوط به کامپیوتر به خنک کردن آن کمک می کند.

a large heatsink is essential for high-performance cpus.

یک هیت سیک بزرگ برای پرformance بالا cpus ضروری است.

the heatsink is attached to the processor using thermal paste.

هیت سیک با استفاده از چسب حرارتی به پردازنده متصل می شود.

make sure the heatsink is properly seated on the cpu.

مطمئن شوید هیت سیک به درستی روی cpu قرار گرفته است.

the heatsink design affects cooling efficiency.

طراحی هیت سیک به کارایی خنک کردن تأثیر می گذارد.

a good heatsink can significantly reduce cpu temperatures.

یک هیت سیک خوب می تواند دمای cpu را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

the heatsink fan helps dissipate heat.

مروی هیت سیک به توزیع گرما کمک می کند.

the heatsink material can influence its performance.

مواد هیت سیک می تواند عملکرد آن را تحت تأثیر قرار دهد.

overheating can damage the cpu, so a proper heatsink is crucial.

گرم شدن بیش از حد می تواند cpu را آسیب بزند، بنابراین یک هیت سیک مناسب ضروری است.

aluminum and copper are common materials used for heatsinks.

آلومینیوم و مس از مواد رایج برای هیت سیک ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید