fan

[ایالات متحده]/fæn/
[بریتانیا]/fæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه دستی که برای تولید نسیم تکان داده می‌شود؛ یک طرفدار یا پیرو پرشور
vt. تکان دادن یک شیء برای ایجاد یک جریان هوا

عبارات و ترکیب‌ها

electric fan

پنکه برقی

sports fan

طرفدار ورزش

ceiling fan

فن سقفی

fanatic

عاشق‌نما

hand fan

پنکه دستی

fan base

طرفداران

fan fiction

داستان‌های طرفداران

fan club

باشگاه طرفداران

fan in

طرفدار در

cooling fan

فن خنک کننده

alluvial fan

بادامک آلیوویال

centrifugal fan

فن گریز از مرکز

axial fan

فن محوری

exhaust fan

فن خروجی

flow fan

پنکه جریان

fan coil

سیم‌پیچ فن

hit the fan

ضربه به پنکه

axial flow fan

فن جریان محوری

fan motor

موتور فن

fan blade

تیغه فن

draft fan

فن پیش‌نویس

blower fan

دمنده فن

axial-flow fan

پنکه جریان محوری

suction fan

پنکه مکشی

induced draft fan

فن پیش‌نویس القایی

جملات نمونه

The fan was blowing.

هواکش روشن بود.

I'm a fan of this author.

من طرفدار این نویسنده هستم.

a deluge of fan mail.

باران پست طرفداران

the fans are a credit to the club.

هواداران اعتبار زیادی برای باشگاه هستند.

tons of fan mail.

مقادیر زیادی نامه طرفداران.

The fans at the concert were really ape.

هواداران در کنسرت واقعا میمون بودند.

the fan blades are carefully aligned.

تیغه‌های فن به‌دقت تراز شده‌اند.

a constituency of racing fans .

گروهی از طرفداران مسابقات.

the fans made an awful din.

هواداران یک سر و صدا وحشتناک ایجاد کردند.

the engine room's extractor fans .

تهویه مطبوع موتورخانه

I was a great fan of Hank's.

من طرفدار بزرگ هانک بودم.

her fans are legion.

طرفداران او بسیار زیاد هستند.

overhead, the fan revolved slowly.

بالای سر، هواکش به آرامی می چرخید.

fan vaults roof these magnificent buildings.

سقف گنبدی شکل این بناهای باشکوه را با هواکش بپوشانید.

fan the flies from the food

حشرات را از روی غذا دور کنید.

fans shouting their approval;

هواداران با تشویق خود از تایید خبر دادند;

The utility model discloses a fanhead of a fanner which is used as the fanhead of a ceiling fan, a desk fan, a floor fan and a wall fan.

مدل کاربردی یک سر هواکش را نشان می دهد که به عنوان سر هواکش فن سقفی، فن رومیزی، فن کف و فن دیواری استفاده می شود.

نمونه‌های واقعی

Turn on the electric fan, will you?

لطفاً پنکه برقی را روشن کنید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

This stimulating shot impressed in numerous Jackie Chan fans.

این شات تحریک‌آمیز در بسیاری از طرفداران جکی چان تأثیرگذار بود.

منبع: Stories of World Famous Actors and Stars

We were big fans of " Game of Thrones."

ما طرفداران زیادی از " بازی تاج و تخت" بودیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) August 2016 Collection

But presumably the soft drink had some fans.

اما به احتمال زیاد نوشابه طرفدارانی داشت.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2020 Collection

It does for the diehard Pokeman fan willing to pay it.

این برای طرفدار Pokeman که حاضر به پرداخت آن باشد، مناسب است.

منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection

Not everyone is a fan of this.

همه از این خوش نمی‌آیند.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Things that most casual fans would know.

چیزهایی که بیشتر طرفداران معمولی می‌دانند.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

I'm an avid reader, a huge Fitzgerald fan, The Great Gatsby, his masterpiece.

من یک خواننده پرشور هستم، یک طرفدار بزرگ فیتزجرالد، گتسبی بزرگ، شاهکار او.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Scarlett, who had been rocking and fanning herself with a turkey tail fan, stopped abruptly.

اسکارلت که در حال تاب دادن و هواداری خود با یک فن دم شتر بود، ناگهان متوقف شد.

منبع: Gone with the Wind

He is a big fan of mole.

او طرفدار بزرگ مول است.

منبع: U.S. Route 66

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید