heeded advice
گوش دادن به نصیحت
heeded warning
گوش دادن به هشدار
heeded call
پاسخ دادن به دعوت
heeded words
گوش دادن به حرفها
heeded signals
گوش دادن به نشانهها
heeded counsel
گوش دادن به مشاوره
heeded requests
گوش دادن به درخواستها
heeded instructions
گوش دادن به دستورالعملها
heeded feedback
گوش دادن به بازخورد
heeded the advice of his mentor.
به توصیه مربی خود گوش داد.
she finally heeded the warnings about the storm.
او بالاخره به هشدارهای مربوط به طوفان گوش داد.
the team heeded the coach's strategies.
تیم به استراتژیهای مربی گوش داد.
they heeded the call for action.
آنها به درخواست اقدام پاسخ دادند.
he never heeded my suggestions.
او هرگز به پیشنهادات من گوش نداد.
the public heeded the health guidelines.
عموم مردم به دستورالعملهای بهداشتی گوش دادند.
she heeded the advice to save money.
او به توصیه صرفهجویی در هزینه گوش داد.
they should have heeded the expert's opinion.
آنها باید به نظر کارشناس گوش میدادند.
he finally heeded his parents' concerns.
او بالاخره به نگرانیهای والدینش گوش داد.
many heeded the lessons learned from past mistakes.
بسیاری به درسهایی که از اشتباهات گذشته آموخته بودند، گوش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید