helleri

[ایالات متحده]/ˈhɛləri/
[بریتانیا]/ˈhɛləri/

ترجمه

n. گونه ماهی شناخته شده به عنوان دم شمشیری؛ ماهی دم شمشیری
Word Forms
جمعhelleris

عبارات و ترکیب‌ها

helleri world

جهان هَلری

helleri style

سبک هَلری

helleri vibe

فضای هَلری

helleri culture

فرهنگ هَلری

helleri music

موسیقی هَلری

helleri art

هنر هَلری

helleri festival

جشنواره هَلری

helleri community

جامعه هَلری

helleri cuisine

آشپزی هَلری

helleri history

تاریخ هَلری

جملات نمونه

he said he would call me later, but i haven't heard from him, helleri.

او گفت که بعداً با من تماس خواهد گرفت، اما هنوز از او خبری نشنیده‌ام، هلری.

she always has a way of making things more complicated, helleri.

او همیشه راهی برای پیچیده تر کردن مسائل پیدا می کند، هلری.

it's hard to believe that he finished the project on time, helleri.

سخت است باور کنم که او پروژه را به موقع تمام کرده است، هلری.

after all the planning, the event turned out to be a disaster, helleri.

بعد از تمام برنامه ریزی ها، رویداد به یک فاجعه تبدیل شد، هلری.

i thought i could trust her, but she let me down, helleri.

فکر کردم می توانم به او اعتماد کنم، اما او مرا ناامید کرد، هلری.

he promised to help me, but he disappeared, helleri.

او قول کمک به من را داد، اما ناپدید شد، هلری.

we planned everything perfectly, but nothing went as expected, helleri.

ما همه چیز را به خوبی برنامه ریزی کردیم، اما هیچ چیز طبق انتظار پیش نرفت، هلری.

she always finds a way to make things difficult, helleri.

او همیشه راهی برای دشوار کردن مسائل پیدا می کند، هلری.

despite all the effort, the results were disappointing, helleri.

با وجود تمام تلاش ها، نتایج ناامید کننده بودند، هلری.

i thought the meeting would be productive, but it was a waste of time, helleri.

فکر کردم جلسه مفید خواهد بود، اما اتلاف وقت بود، هلری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید