helminthiases

[ایالات متحده]/hɛlˈmɪnθiːəʊz/
[بریتانیا]/hɛlˈmɪnθiˌeɪziz/

ترجمه

n. جمع هلمینتیازیس

عبارات و ترکیب‌ها

prevent helminthiases

جلوگیری از هلمینتیازی‌ها

treat helminthiases

درمان هلمینتیازی‌ها

diagnose helminthiases

تشخیص هلمینتیازی‌ها

control helminthiases

کنترل هلمینتیازی‌ها

helminthiases prevalence

شیوع هلمینتیازی‌ها

helminthiases infection

عفونت هلمینتیازی

helminthiases symptoms

علائم هلمینتیازی

helminthiases treatment

درمان هلمینتیازی

helminthiases risk

خطر هلمینتیازی

helminthiases management

مدیریت هلمینتیازی

جملات نمونه

helminthiases can significantly impact the health of children.

حالت انگل‌ها می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت کودکان داشته باشد.

preventing helminthiases requires proper sanitation measures.

جلوگیری از انگل‌ها مستلزم اقدامات بهداشتی مناسب است.

many tropical regions are endemic for helminthiases.

بسیاری از مناطق گرمسیری برای انگل‌ها بومی هستند.

education is crucial in controlling helminthiases in communities.

آموزش برای کنترل انگل‌ها در جوامع بسیار مهم است.

helminthiases can lead to malnutrition and poor growth.

حالت انگل‌ها می‌تواند منجر به سوءتغذیه و رشد ضعیف شود.

regular deworming can help prevent helminthiases.

کرم‌کشی منظم می‌تواند به جلوگیری از انگل‌ها کمک کند.

research is ongoing to find new treatments for helminthiases.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های جدید برای انگل‌ها ادامه دارد.

infection with helminthiases is often asymptomatic.

عفونت با انگل‌ها اغلب بدون علامت است.

healthcare workers play a key role in addressing helminthiases.

کارکنان بهداشت نقش مهمی در رسیدگی به انگل‌ها دارند.

helminthiases are a major public health concern in many countries.

حالت انگل‌ها یک نگرانی عمده بهداشت عمومی در بسیاری از کشورها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید