hematinic

[ایالات متحده]/həˈmætɪnɪk/
[بریتانیا]/həˈmætɪnɪk/

ترجمه

n. ماده‌ای که تشکیل سلول‌های خونی را ترویج می‌کند
adj. مربوط به مواد که تشکیل خون را ترویج می‌کنند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hematinic therapy

درمان هماتینی

hematinic supplements

مکمل‌های هماتینی

hematinic agents

عوامل هماتینی

hematinic effects

اثرات هماتینی

hematinic activity

فعالیت هماتینی

hematinic deficiency

کمبود هماتینی

hematinic properties

خواص هماتینی

hematinic formulation

فرمولاسیون هماتینی

hematinic response

پاسخ هماتینی

hematinic treatment

درمان هماتینی

جملات نمونه

iron supplements are often used as a hematinic.

مکمل‌های آهن اغلب به عنوان یک خونی‌ساز استفاده می‌شوند.

hematinic agents help improve hemoglobin levels.

عوامل خونی‌ساز به بهبود سطح هموگلوبین کمک می‌کنند.

many doctors recommend hematinic treatments for anemia.

بسیاری از پزشکان درمان‌های خونی‌ساز را برای کم‌خونی توصیه می‌کنند.

patients with low iron may need hematinic therapy.

بیمارانی که کمبود آهن دارند ممکن است به درمان خونی‌ساز نیاز داشته باشند.

dietary changes can act as natural hematinics.

تغییرات رژیمی می‌توانند به عنوان خونی‌سازهای طبیعی عمل کنند.

hematinic properties are essential in certain medications.

خواص خونی‌ساز در برخی داروها ضروری هستند.

food rich in iron serves as a natural hematinic.

غذاهای غنی از آهن به عنوان یک خونی‌ساز طبیعی عمل می‌کنند.

some herbal remedies are considered hematinics.

برخی از درمان‌های گیاهی به عنوان خونی‌ساز در نظر گرفته می‌شوند.

hematinic supplements can enhance overall health.

مکمل‌های خونی‌ساز می‌توانند سلامت کلی را بهبود بخشند.

regular blood tests help monitor the need for hematinics.

آزمایشات خون منظم به بررسی نیاز به خونی‌سازها کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید