hematites

[ایالات متحده]/ˈhɛm.ə.taɪts/
[بریتانیا]/ˈhiː.mə.taɪts/

ترجمه

n. نوعی کانی اکسید آهن

عبارات و ترکیب‌ها

hematites formation

تشکیل هماتیت

hematites deposits

سنگرساره‌های هماتیت

hematites minerals

کانی‌های هماتیت

hematites rocks

سنگ‌های هماتیت

hematites characteristics

ویژگی‌های هماتیت

hematites uses

کاربردهای هماتیت

hematites analysis

تجزیه و تحلیل هماتیت

hematites samples

نمونه‌های هماتیت

hematites colors

رنگ‌های هماتیت

hematites sources

منابع هماتیت

جملات نمونه

hematites are often used in jewelry making.

هِماتیت‌ها اغلب در ساخت زیورآلات استفاده می‌شوند.

the geological study revealed large deposits of hematites.

مطالعه زمین‌شناسی نشان‌دهنده ذخایر بزرگ هِماتیت بود.

hematites can be found in various colors, including red and black.

هِماتیت‌ها را می‌توان در رنگ‌های مختلف، از جمله قرمز و سیاه، یافت.

many artists appreciate the unique luster of hematites.

بسیاری از هنرمندان از درخشندگی منحصر به فرد هِماتیت‌ها قدردانی می‌کنند.

hematites are known for their magnetic properties.

هِماتیت‌ها به دلیل خواص مغناطیسی خود شناخته شده‌اند.

some cultures believe hematites have healing properties.

برخی از فرهنگ‌ها معتقدند که هِماتیت‌ها دارای خواص درمانی هستند.

hematites can enhance the energy of a space.

هِماتیت‌ها می‌توانند انرژی یک فضا را افزایش دهند.

collectors often seek out rare varieties of hematites.

کلکسیونرها اغلب به دنبال انواع نادر هِماتیت می‌گردند.

hematites are a popular choice for metaphysical practices.

هِماتیت‌ها یک انتخاب محبوب برای فعالیت‌های متافیزیکی هستند.

the process of polishing hematites can be intricate.

فرآیند صیقل‌دهی هِماتیت‌ها می‌تواند پیچیده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید