hematoidins

[ایالات متحده]/hɪˈmeɪtəʊɪnz/
[بریتانیا]/hɪˈmeɪtəʊɪnz/

ترجمه

n. هماتوئیدین‌ها; هماتوئیدین‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

hematoidins level

سطح هماتوئیدین

hematoidins analysis

تجزیه و تحلیل هماتوئیدین

hematoidins presence

حضور هماتوئیدین

hematoidins function

عملکرد هماتوئیدین

hematoidins measurement

اندازه گیری هماتوئیدین

hematoidins synthesis

سنتز هماتوئیدین

hematoidins concentration

غلظت هماتوئیدین

hematoidins role

نقش هماتوئیدین

hematoidins research

تحقیقات هماتوئیدین

hematoidins effects

اثرات هماتوئیدین

جملات نمونه

hematoidins are often found in areas of hemorrhage.

هِماتوئیدین‌ها اغلب در مناطق خونریزی یافت می‌شوند.

research shows that hematoidins can influence inflammation.

تحقیقات نشان می‌دهد که هِماتوئیدین‌ها می‌توانند بر التهاب تأثیر بگذارند.

doctors study hematoidins to understand blood disorders.

پزشکان هِماتوئیدین‌ها را برای درک اختلالات خونی مطالعه می‌کنند.

hematoidins may play a role in tissue repair.

هِماتوئیدین‌ها ممکن است در ترمیم بافت نقش داشته باشند.

some hematoidins are associated with chronic conditions.

برخی از هِماتوئیدین‌ها با شرایط مزمن مرتبط هستند.

hematoidins are analyzed during pathological examinations.

هِماتوئیدین‌ها در طول معاینات آسیب‌شناسی تجزیه و تحلیل می‌شوند.

understanding hematoidins is crucial for medical research.

درک هِماتوئیدین‌ها برای تحقیقات پزشکی بسیار مهم است.

hematoidins can be detected using advanced imaging techniques.

هِماتوئیدین‌ها می‌توانند با استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری پیشرفته شناسایی شوند.

studies reveal hematoidins in various types of lesions.

مطالعات نشان می‌دهند که هِماتوئیدین‌ها در انواع مختلف ضایعات وجود دارند.

hematoidins are important markers in certain diseases.

هِماتوئیدین‌ها نشانگرهای مهمی در برخی از بیماری‌ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید