hematolysis

[ایالات متحده]/ˌhiːməˈtɒlɪsɪs/
[بریتانیا]/ˌhiməˈtɑlɪsɪs/

ترجمه

n. تخریب یا حل شدن گلبول‌های قرمز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

acute hematolysis

هماتولیز حاد

chronic hematolysis

هماتولیز مزمن

hemolytic hematolysis

هماتولیز همولیتیک

postpartum hematolysis

هماتولیز پس از زایمان

renal hematolysis

هماتولیز کلیوی

intravascular hematolysis

هماتولیز داخل عروقی

immune hematolysis

هماتولیز ایمنی

جملات نمونه

the process of hematolysis can lead to the release of hemoglobin.

فرایند هماتولیز می‌تواند منجر به آزاد شدن هموگلوبین شود.

hematolysis is often observed in certain medical conditions.

هماتولیز اغلب در شرایط پزشکی خاص مشاهده می‌شود.

excessive hematolysis can cause jaundice in patients.

هماتولیز بیش از حد می‌تواند باعث زردی در بیماران شود.

researchers are studying the effects of hematolysis on blood samples.

محققان در حال بررسی اثرات هماتولیز بر نمونه‌های خون هستند.

hematolysis can occur during blood transfusions if not monitored.

هماتولیز می‌تواند در طول انتقال خون رخ دهد اگر مورد نظارت قرار نگیرد.

understanding hematolysis is crucial for diagnosing certain diseases.

درک هماتولیز برای تشخیص برخی بیماری‌ها بسیار مهم است.

hematolysis may result in anemia if not addressed promptly.

هماتولیز ممکن است در صورت عدم رسیدگی به موقع منجر به کم خونی شود.

clinicians must be aware of the signs of hematolysis.

پزشکان باید از علائم هماتولیز آگاه باشند.

the laboratory reported a case of severe hematolysis.

آزمایشگاه یک مورد از هماتولیز شدید را گزارش کرد.

hematolysis can complicate the interpretation of lab results.

هماتولیز می‌تواند تفسیر نتایج آزمایشگاهی را پیچیده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید