hemin

[ایالات متحده]/ˈhiːmɪn/
[بریتانیا]/ˈhiːmɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ترکیب بلوری قرمز که از هموگلوبین مشتق شده است
Word Forms
جمعhemins

عبارات و ترکیب‌ها

hemin production

تولید هم

hemin synthesis

سنتز هم

hemin binding

اتصال هم

hemin concentration

غلظت هم

hemin therapy

درمان با هم

hemin derivatives

مشتقات هم

hemin oxidation

اکسیداسیون هم

hemin effects

اثرات هم

hemin structure

ساختار هم

hemin role

نقش هم

جملات نمونه

hemin is essential for the formation of hemoglobin.

همین برای تشکیل هموگلوبین ضروری است.

researchers are studying the properties of hemin.

محققان در حال مطالعه خواص همین هستند.

hemin can act as a catalyst in certain reactions.

همین می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور در برخی واکنش‌ها عمل کند.

hemin is often used in biochemical experiments.

همین اغلب در آزمایش‌های بیوشیمیایی استفاده می‌شود.

hemin plays a critical role in oxygen transport.

همین نقش مهمی در انتقال اکسیژن ایفا می‌کند.

scientists isolated hemin from red blood cells.

دانشمندان همین را از گلبول‌های قرمز جدا کردند.

hemin can influence enzyme activity.

همین می‌تواند بر فعالیت آنزیم تأثیر بگذارد.

hemin is a derivative of heme.

همین یک مشتق از هم است.

hemin is used in various medical applications.

همین در کاربردهای پزشکی مختلف استفاده می‌شود.

hemin has been studied for its therapeutic potential.

همین به دلیل پتانسیل درمانی آن مورد مطالعه قرار گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید