hemoprotein

[ایالات متحده]/ˈhɛm.əʊ.prəʊ.tiːn/
[بریتانیا]/ˈhɛm.oʊ.proʊ.tin/

ترجمه

n. نوعی پروتئین که حاوی هم است و اغلب در فرآیندهای بیولوژیکی درگیر است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

hemoprotein structure

ساختار هموگلوبین

hemoprotein function

عملکرد هموگلوبین

hemoprotein synthesis

سنتز هموگلوبین

hemoprotein binding

اتصال هموگلوبین

hemoprotein analysis

تجزیه و تحلیل هموگلوبین

hemoprotein levels

سطح هموگلوبین

hemoprotein types

انواع هموگلوبین

hemoprotein role

نقش هموگلوبین

hemoprotein variants

گونه‌های هموگلوبین

hemoprotein research

تحقیقات هموگلوبین

جملات نمونه

hemoprotein plays a crucial role in oxygen transport.

هموگلوبین نقش حیاتی در انتقال اکسیژن ایفا می‌کند.

the structure of hemoprotein is essential for its function.

ساختار هموگلوبین برای عملکرد آن ضروری است.

many enzymes are classified as hemoproteins.

بسیاری از آنزیم‌ها به عنوان هموگلوبین‌ها طبقه‌بندی می‌شوند.

hemoprotein can be found in various biological systems.

هموگلوبین را می‌توان در سیستم‌های بیولوژیکی مختلف یافت.

research on hemoprotein has advanced significantly.

تحقیقات در مورد هموگلوبین به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

hemoprotein is involved in electron transfer processes.

هموگلوبین در فرآیندهای انتقال الکترون نقش دارد.

deficiencies in hemoprotein can lead to health issues.

کمبود هموگلوبین می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

hemoprotein levels can be indicative of certain diseases.

سطح هموگلوبین می‌تواند نشان‌دهنده برخی بیماری‌ها باشد.

scientists study hemoprotein to understand metabolic pathways.

دانشمندان هموگلوبین را برای درک مسیرهای متابولیکی مطالعه می‌کنند.

hemoprotein functions are influenced by environmental factors.

عملکرد هموگلوبین تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید