hemp

[ایالات متحده]/hemp/
[بریتانیا]/hɛmp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حشیش؛ نوعی گیاه
adj. مربوط به نوعی گیاه در خانواده حشیش

عبارات و ترکیب‌ها

hemp oil

روغن شاهدانه

hemp seeds

دانه‌های شاهدانه

hemp fabric

پارچه کنف

hemp clothing

لباس کنفی

hemp fiber

الیاف کنف

sisal hemp

کنف Sisal

hemp rope

طناب کنفی

جملات نمونه

The last type is named after a Hemp grandson, Herdman’s Tommy.

نوع آخر با نام یک نوه هِمپ، تامى هِردمن نامگذاری شده است.

The small meatball attagirl, lets mother have a look, looks at the hemp together.

دختر کوچک توپ گوشت، اجازه بده مادر نگاه کند، به همپ در کنار هم نگاه می‌کند.

strong hemp-like fiber from sansevieria used for e.g. cordage.

الیاف همپ مانند قوی از سانسویرا که برای مثال برای طناب‌سازی استفاده می‌شود.

Main cash crops include cotton, soybeans, peanuts, rape, sesame, ambary hemp, and tea.

محصولات نقدی اصلی شامل پنبه، سویا، بادام زمینی، چاودار، کنجد، همپ آمباری و چای است.

flax,it‘s a special cloth made by hemp,flax,ramee,jute,abaca,sisal and all kinds of bast plants.

کتان، پارچه ای خاص که از الیاف گیاهان مختلف مانند کنف، کتان، رامی، جوت، آباکا، سیسال و انواع دیگر الیاف ساخته شده است.

We specialize exporting hemp, jute, sisal,kendir, linen,ramie fiber, yarn, twine,rope, fabrics and clothing.

ما در صادرات همپ، جوت، سیسال، کندیر، پارچه، الیاف رامیه، نخ، طناب، پارچه و لباس تخصص داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید