hennaing

[ایالات متحده]/ˈhɛnəɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛnəɪŋ/

ترجمه

v. عمل استفاده از رنگ حنا

عبارات و ترکیب‌ها

hennaing designs

طرح‌های حنا

hennaing art

هنر حنا

hennaing party

جشن حنا

hennaing kits

کیت‌های حنا

hennaing trends

روندهای حنا

hennaing techniques

تکنیک‌های حنا

hennaing services

خدمات حنا

hennaing applications

کاربردهای حنا

hennaing workshops

کارگاه‌های حنا

hennaing events

رویدادهای حنا

جملات نمونه

she is interested in hennaing for the wedding.

او در حناباندن برای عروسی علاقه مند است.

hennaing has become a popular trend at festivals.

حناباندن به یک روند محبوب در جشنواره ها تبدیل شده است.

they offer hennaing services at the local fair.

آنها خدمات حناباندن را در نمایشگاه محلی ارائه می دهند.

hennaing can last for several weeks on the skin.

حناباندن می تواند برای چند هفته روی پوست بماند.

she learned the art of hennaing from her grandmother.

او هنر حناباندن را از مادربزرگش یاد گرفت.

hennaing designs can be intricate and beautiful.

طرح های حناباندن می توانند پیچیده و زیبا باشند.

he enjoys hennaing as a form of self-expression.

او از حناباندن به عنوان یک شکل بیان خود لذت می برد.

many cultures have their own unique styles of hennaing.

فرهنگ های زیادی سبک های منحصر به فرد خود را در حناباندن دارند.

hennaing can be a fun activity for parties.

حناباندن می تواند یک فعالیت سرگرم کننده برای مهمانی ها باشد.

she started hennaing as a hobby and turned it into a business.

او با سرگرمی شروع به حناباندن کرد و آن را به یک کسب و کار تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید