hennes

[ایالات متحده]/ˈhɛnɪs/
[بریتانیا]/ˈhɛnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی

جملات نمونه

i noticed her elegant posture immediately upon entering the room.

من به محض ورود به اتاق، حالت زیبای او را متوجه شدم.

the fragrance of her perfume filled the entire hallway.

بوی اسپری او تمام راهرو را پر کرد.

her blue eyes sparkled with excitement when she opened the gift.

وقتی او هدیه را باز کرد، چشمان آبی او با خوشحالی لامپ می‌کشید.

her long dark hair flowed gently in the evening breeze.

موی بلند و تیره او در باد شام به آرامی جریان می‌یافت.

her melodious voice echoed through the concert hall.

صوت موزیکال او از طریق سالن کنسرت تکرار می‌شد.

her new apartment is located in the city center near the park.

آپارتمان جدید او در مرکز شهر و نزدیک پارک قرار دارد.

her friends organized a surprise birthday celebration last weekend.

دوستان او یک جشن تولد مفاجات را هفته گذشته ترتیب دادند.

her professional career has spanned over twenty years in journalism.

حرفه‌ای او در گزارش‌نامه‌نویسی بیش از دو دهه طول کشید.

her kindness and generosity have touched many people in our community.

لطف و خوش‌نамوسی او زیادی از مردم در جامعه ما را لمس کرده است.

her handwritten letters always bring warmth to my day.

نامه‌های دست‌نویس او همیشه گرمی را به روز من می‌آورند.

her dream of becoming a doctor finally came true after years of study.

رویا او شدن پزشک پس از سال‌ها مطالعه در نهایت واقعیت شد.

her characteristic laughter could be heard from down the hallway.

خنده ویژه‌اش از دور راهرو قابل شنیدن بود.

her collection of antique books is truly impressive and valuable.

مجموعه کتاب‌های باستانی او واقعاً شگفت‌انگیز و ارزشمند است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید