hepatogenous

[ایالات متحده]/ˌhɛpəˈtɒdʒənəs/
[بریتانیا]/ˌhɛpəˈtɑdʒənəs/

ترجمه

adj. تولید شده توسط کبد

عبارات و ترکیب‌ها

hepatogenous disease

بیماری کبدی

hepatogenous origin

ریشه کبدی

hepatogenous factors

عوامل کبدی

hepatogenous toxins

سموم کبدی

hepatogenous injury

آسیب کبدی

hepatogenous cells

سلول‌های کبدی

hepatogenous lesions

ضایعات کبدی

hepatogenous inflammation

التهاب کبدی

hepatogenous metabolism

متابولیسم کبدی

hepatogenous syndrome

سندرم کبدی

جملات نمونه

the hepatogenous factors contribute significantly to liver disease.

عوامل کبدی به طور قابل توجهی به بیماری کبد کمک می کنند.

researchers are studying hepatogenous pathways in drug metabolism.

محققان در حال بررسی مسیرهای کبدی در متابولیسم دارو هستند.

hepatogenous infections can lead to severe health complications.

عفونت‌های کبدی می‌توانند منجر به عوارض جدی سلامتی شوند.

the hepatogenous origin of the tumor was confirmed by biopsy.

منشا کبدی تومور با بیوپسی تایید شد.

understanding hepatogenous mechanisms is crucial for developing treatments.

درک مکانیسم‌های کبدی برای توسعه درمان‌ها بسیار مهم است.

hepatogenous enzymes play a role in detoxifying the body.

آنزیم‌های کبدی در سم زدایی بدن نقش دارند.

the hepatogenous response to the infection was rapid and effective.

پاسخ کبدی به عفونت سریع و موثر بود.

hepatogenous diseases require specialized medical attention.

بیماری‌های کبدی به مراقبت‌های پزشکی تخصصی نیاز دارند.

scientists are exploring hepatogenous signaling pathways in liver regeneration.

دانشمندان در حال بررسی مسیرهای سیگنالینگ کبدی در بازسازی کبد هستند.

the hepatogenous nature of the condition complicates diagnosis.

ماهیت کبدی این وضعیت تشخیص را پیچیده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید