heraldry

[ایالات متحده]/'her(ə)ldrɪ/
[بریتانیا]/'hɛrəldri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشان خانوادگی، مطالعه نشان‌های خانوادگی

جملات نمونه

all the pomp and heraldry provided a splendid pageant.

همه شکوه و نشان، یک نمایش باشکوه ارائه داد.

The family crest is an important part of heraldry.

نشان خانوادگی بخش مهمی از نشان‌شناسی است.

He studied heraldry to learn more about his family history.

او نشان‌شناسی را مطالعه کرد تا بیشتر در مورد تاریخچه خانواده‌اش بداند.

Heraldry often involves the use of symbols and colors.

نشان‌شناسی اغلب شامل استفاده از نمادها و رنگ‌ها می‌شود.

The knight's shield displayed intricate heraldry designs.

سپر شوالیه طرح‌های پیچیده نشان‌شناسی را نشان می‌داد.

She designed her own coat of arms using principles of heraldry.

او با استفاده از اصول نشان‌شناسی، نشان خانوادگی خود را طراحی کرد.

The book on heraldry provided detailed information about different symbols.

کتاب نشان‌شناسی اطلاعات دقیقی در مورد نمادهای مختلف ارائه داد.

The museum exhibit showcased various examples of heraldry from different time periods.

نمایشگاه موزه نمونه‌های مختلف نشان‌شناسی را از دوره‌های زمانی مختلف به نمایش گذاشت.

Heraldry has a long history dating back to medieval times.

نشان‌شناسی تاریخ طولانی دارد که به دوران قرون وسطی بازمی‌گردد.

Learning about heraldry can help you understand the significance of different symbols.

یادگیری در مورد نشان‌شناسی می‌تواند به شما کمک کند تا اهمیت نمادهای مختلف را درک کنید.

The study of heraldry is often associated with genealogy research.

مطالعه نشان‌شناسی اغلب با تحقیقات ژن‌شناسی مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید