herbalist

[ایالات متحده]/'hɜːb(ə)lɪst/
[بریتانیا]/'ɝbəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در استفاده از گیاهان برای درمان بیماری‌ها تخصص دارد؛ یک کارشناس در داروسازی گیاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

herbalist doctor

پزشک گیاه‌درمانی

جملات نمونه

She visited the herbalist to get some traditional remedies.

او برای دریافت برخی درمان‌های سنتی به گیاه‌شنا مراجعه کرد.

The herbalist recommended a blend of different herbs for better digestion.

گیاه‌شنا ترکیبی از گیاهان مختلف را برای بهبود گوارش توصیه کرد.

Many people seek advice from a herbalist for natural healing methods.

بسیاری از افراد برای روش‌های درمان طبیعی از گیاه‌شنا مشورت می‌گیرند.

The herbalist prepared a special tea to help with insomnia.

گیاه‌شنا چای ویژه‌ای برای کمک به رفع بی‌خوابی تهیه کرد.

She learned about the benefits of acupuncture from a herbalist.

او از گیاه‌شنا در مورد فواید طب سوزنی اطلاعاتی کسب کرد.

The herbalist uses a variety of plants and herbs in her treatments.

گیاه‌شنا از انواع گیاهان و گیاهان دارویی در درمان‌های خود استفاده می‌کند.

He consulted a herbalist for advice on managing stress.

او برای کسب راهنمایی در مورد مدیریت استرس با گیاه‌شنا مشورت کرد.

The herbalist recommended a daily dose of herbal supplements for overall health.

گیاه‌شنا برای سلامتی کلی، مصرف روزانه مکمل‌های گیاهی را توصیه کرد.

She decided to consult a herbalist for alternative medicine options.

او تصمیم گرفت برای گزینه‌های طب جایگزین با گیاه‌شنا مشورت کند.

The herbalist specializes in creating personalized herbal remedies for each patient.

گیاه‌شنا در تهیه درمان‌های گیاهی شخصی‌سازی‌شده برای هر بیمار تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید