chemist

[ایالات متحده]/ˈkemɪst/
[بریتانیا]/ˈkemɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داروساز؛ شیمی‌دان؛ داروخانه، فروشگاه دارو

عبارات و ترکیب‌ها

pharmaceutical chemist

شیمی‌دان داروسازی

organic chemist

شیمی‌دان آلی

analytical chemist

شیمی‌دان تحلیلی

research chemist

شیمی‌دان پژوهشگر

جملات نمونه

The chemist is conducting experiments in the laboratory.

شیمی‌دان در حال انجام آزمایش‌ها در آزمایشگاه است.

I need to buy some chemicals from the chemist.

من نیاز دارم مقداری مواد شیمیایی از یک شیمی‌دان بخرم.

The chemist analyzed the composition of the substance.

شیمی‌دان ترکیب ماده را تجزیه و تحلیل کرد.

She works as a chemist for a pharmaceutical company.

او به عنوان یک شیمی‌دان برای یک شرکت داروسازی کار می‌کند.

The chemist is responsible for developing new products.

شیمی‌دان مسئول توسعه محصولات جدید است.

He consulted a chemist about the proper use of the medication.

او در مورد نحوه صحیح استفاده از دارو با یک شیمی‌دان مشورت کرد.

The chemist is skilled in handling hazardous materials safely.

شیمی‌دان در برخورد ایمن با مواد خطرناک مهارت دارد.

She is studying to become a professional chemist.

او در حال تحصیل برای تبدیل شدن به یک شیمی‌دان حرفه‌ای است.

The chemist discovered a new chemical reaction.

شیمی‌دان یک واکنش شیمیایی جدید کشف کرد.

He visited the local chemist to get a prescription filled.

او برای دریافت نسخه به یک داروساز محلی مراجعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید