heritable

[ایالات متحده]/'herɪtəb(ə)l/
[بریتانیا]/'hɛrɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انتقال از نسلی به نسل دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

inheritable traits

ویژگی‌های قابل ارث

heritable diseases

بیماری‌های ارثی

جملات نمونه

Results indicate that 1) WSSM resistance are heritable in karyon and controlled by a few dominant genes;

نتایج نشان می‌دهد که 1) مقاومت WSSM در کا ریون قابل ارث‌رسانی است و توسط چند ژن غالب کنترل می‌شود.

Genetic traits are often heritable.

ویژگی‌های ژنتیکی اغلب قابل ارث‌رسانی هستند.

Certain diseases are known to be heritable.

برخی بیماری‌ها به عنوان قابل ارث‌رسانی شناخته شده‌اند.

There is a strong heritable component to intelligence.

هوش یک جزء قوی قابل ارث‌رسانی دارد.

Traits like eye color are heritable.

ویژگی‌هایی مانند رنگ چشم قابل ارث‌رسانی هستند.

The risk of developing diabetes can be heritable.

احتمال ابتلا به دیابت می‌تواند قابل ارث‌رسانی باشد.

Behavioral patterns can be heritable.

الگوهای رفتاری می‌توانند قابل ارث‌رسانی باشند.

Height is a heritable trait.

قد یک ویژگی قابل ارث‌رسانی است.

Researchers are studying the heritable factors of obesity.

محققان در حال بررسی عوامل قابل ارث‌رسانی چاقی هستند.

The tendency to develop certain phobias can be heritable.

تمایل به ایجاد برخی از فوبیاها می‌تواند قابل ارث‌رسانی باشد.

There is ongoing research into the heritable aspects of mental health disorders.

تحقیقات در حال انجام در مورد جنبه‌های قابل ارث‌رسانی اختلالات سلامت روان وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید