hermess

[ایالات متحده]/['hə:mi:z]/
[بریتانیا]/['hə:mi:z]/

ترجمه

abbr. عنصر سنگین و ماده رادیواکتیو جداکننده الکترومغناطیسی
n. هرمس (خدای پیام‌آور در اساطیر یونانی)؛ هرمس (سیارک)؛ هرم؛ هرم‌ها؛ هرمائی

عبارات و ترکیب‌ها

hermess bag

کیف هرمِس

hermess scarf

شال هرمِس

hermess shoes

کفش هرمِس

hermess wallet

کیف پول هرمِس

hermess belt

کمربند هرمِس

hermess jewelry

جواهرات هرمِس

hermess perfume

عطر هرمِس

hermess watch

ساعت هرمِس

hermess collection

کلکسیون هرمِس

hermess brand

برند هرمِس

جملات نمونه

hermes is known for its luxury handbags.

هرمس به خاطر کیف‌های دستی لوکس خود شناخته شده است.

she received a beautiful hermes scarf as a gift.

او یک شال هرمس زیبا به عنوان هدیه دریافت کرد.

the hermes brand represents elegance and quality.

برند هرمس نماد ظرافت و کیفیت است.

many celebrities are seen wearing hermes products.

بسیاری از مشاهیر را می بینید که از محصولات هرمس استفاده می کنند.

he saved for months to buy an hermes belt.

او برای خرید یک کمربند هرمس ماه ها پس انداز کرد.

hermes is famous for its silk ties.

هرمس به خاطر گردنبندهای ابریشمی خود مشهور است.

she loves collecting hermes accessories.

او عاشق جمع آوری لوازم جانبی هرمس است.

the hermes store in paris is a must-visit.

فروشگاه هرمس در پاریس یک مکان ضروری برای بازدید است.

he wore an elegant hermes watch to the event.

او یک ساعت هرمس زیبا به مناسبت آن پوشید.

hermes products are often considered status symbols.

محصولات هرمس اغلب به عنوان نمادهای وضعیت در نظر گرفته می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید