| جمع | highboys |
highboy dresser
میز سینه بلند
highboy table
میز بلند
highboy chest
سینه بلند
highboy furniture
مبلمان بلند
antique highboy
میز سینه بلند عتیقه
highboy style
سبک میز سینه بلند
modern highboy
میز سینه بلند مدرن
highboy design
طراحی میز سینه بلند
highboy piece
قطعه میز سینه بلند
highboy collection
کلکسیون میز سینه بلند
the antique highboy was the centerpiece of the living room.
میز عتیقه بلند، نقطه کانونی اتاق نشیمن بود.
she decided to restore the old highboy to its former glory.
او تصمیم گرفت میز عتیقه بلند را به شکوه سابق خود بازگرداند.
the highboy features intricate carvings and elegant lines.
میز عتیقه بلند دارای حکاکی های پیچیده و خطوط ظریف است.
he placed his collection of books on the highboy.
او مجموعه کتاب های خود را روی میز عتیقه بلند قرار داد.
they inherited a beautiful highboy from their grandparents.
آنها یک میز عتیقه بلند زیبا از پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارث بردند.
the highboy is perfect for storing linens and blankets.
میز عتیقه بلند برای نگهداری حوله و پتو مناسب است.
we found a highboy at the flea market that caught our eye.
ما یک میز عتیقه بلند در بازار محلی پیدا کردیم که نظر ما را جلب کرد.
her highboy was painted in a soft pastel color.
میز عتیقه بلند او به رنگ پاستلی ملایم رنگ شده بود.
the highboy's design is a blend of modern and traditional styles.
طراحی میز عتیقه بلند ترکیبی از سبک های مدرن و سنتی است.
he admired the craftsmanship of the highboy at the museum.
او هنر و مهارت ساخت میز عتیقه بلند را در موزه تحسین کرد.
highboy dresser
میز سینه بلند
highboy table
میز بلند
highboy chest
سینه بلند
highboy furniture
مبلمان بلند
antique highboy
میز سینه بلند عتیقه
highboy style
سبک میز سینه بلند
modern highboy
میز سینه بلند مدرن
highboy design
طراحی میز سینه بلند
highboy piece
قطعه میز سینه بلند
highboy collection
کلکسیون میز سینه بلند
the antique highboy was the centerpiece of the living room.
میز عتیقه بلند، نقطه کانونی اتاق نشیمن بود.
she decided to restore the old highboy to its former glory.
او تصمیم گرفت میز عتیقه بلند را به شکوه سابق خود بازگرداند.
the highboy features intricate carvings and elegant lines.
میز عتیقه بلند دارای حکاکی های پیچیده و خطوط ظریف است.
he placed his collection of books on the highboy.
او مجموعه کتاب های خود را روی میز عتیقه بلند قرار داد.
they inherited a beautiful highboy from their grandparents.
آنها یک میز عتیقه بلند زیبا از پدربزرگ و مادربزرگ خود به ارث بردند.
the highboy is perfect for storing linens and blankets.
میز عتیقه بلند برای نگهداری حوله و پتو مناسب است.
we found a highboy at the flea market that caught our eye.
ما یک میز عتیقه بلند در بازار محلی پیدا کردیم که نظر ما را جلب کرد.
her highboy was painted in a soft pastel color.
میز عتیقه بلند او به رنگ پاستلی ملایم رنگ شده بود.
the highboy's design is a blend of modern and traditional styles.
طراحی میز عتیقه بلند ترکیبی از سبک های مدرن و سنتی است.
he admired the craftsmanship of the highboy at the museum.
او هنر و مهارت ساخت میز عتیقه بلند را در موزه تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید