hippiess

[ایالات متحده]/ˈhɪpiz/
[بریتانیا]/ˈhɪpiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به‌ویژه در اواخر دهه ۱۹۶۰) افرادی که جامعه متعارف را رد می‌کنند و به‌طور غیرمتعارف زندگی می‌کنند، اغلب در گروه‌ها و با لباس‌ها و سبک‌های زندگی متمایز

عبارات و ترکیب‌ها

peaceful hippies

هیپی‌های مسالمت‌جو

free-spirited hippies

هیپی‌های آزادمنش

modern hippies

هیپی‌های مدرن

urban hippies

هیپی‌های شهری

young hippies

هیپی‌های جوان

eco-friendly hippies

هیپی‌های دوستدار محیط زیست

artistic hippies

هیپی‌های هنرمند

traveling hippies

هیپی‌های مسافر

happy hippies

هیپی‌های خوشحال

retro hippies

هیپی‌های نوستالژیک

جملات نمونه

hippies often promote peace and love.

هیپی‌ها اغلب صلح و عشق را ترویج می‌کنند.

many hippies live in communal settings.

بسیاری از هیپی‌ها در محیط‌های جمعی زندگی می‌کنند.

hippies express themselves through art and music.

هیپی‌ها خود را از طریق هنر و موسیقی بیان می‌کنند.

some hippies advocate for environmental sustainability.

برخی از هیپی‌ها از پایداری محیط زیست حمایت می‌کنند.

hippies often wear colorful and unconventional clothing.

هیپی‌ها اغلب لباس‌های رنگارنگ و غیرمتعارف می‌پوشند.

in the 1960s, hippies played a significant role in cultural movements.

در دهه 1960، هیپی‌ها نقش مهمی در جنبش‌های فرهنگی ایفا کردند.

hippies believe in living a simple lifestyle.

هیپی‌ها به زندگی ساده باور دارند.

many hippies are associated with the counterculture movement.

بسیاری از هیپی‌ها با جنبش ضد فرهنگ مرتبط هستند.

hippies often gather at music festivals.

هیپی‌ها اغلب در جشنواره‌های موسیقی گردهم می‌آیند.

some hippies practice alternative healing methods.

برخی از هیپی‌ها روش‌های درمانی جایگزین را انجام می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید